تبليغاتX
فرهنگ نور
وبلاگ شخصی عبدالعلی رضائی

غرب از نگاه آوینی در گفت‌وگوی خبرگزاری فارس با عبدالعلی رضائی؛

تمدن کنونی غرب که وجه غالب آن رویگردانی از دین و تأکید افراطی بر علوم تجربی است، از آغاز پیدایش و نضج، همواره موافقان و مخالفانی داشته است. این امر در جامعه اسلامی ما نیز مستثنی نبوده است. در میان اندیشمندان و روشنفکران جامعع ما که منتقد جدی تمدن غرب به شمار می‏رود، می‏توان از شهید «سید مرتضی آوینی» نام برد. وی در آثار گوناگون قلمی و بیانی خویش به نقد و بررسی تمدن غرب پرداخته، مبنا و بنای این تمدن را به چالش کشیده است.

به همین منظور خبرگزاری فارس با حجت‌الاسلام عبدالعلی رضائی عضو کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی گفت‌وگو یی کرده است که مشروح آن در پی می‌آید.

3 نگاه مختلف درباره دین و تکنولوژی وجود دارد


لطفا قبل از بیان دیدگاه شهید آوینی نسبت به غرب، بهتر است اقسام نگاه‌هایی را که در مورد غرب است بررسی کنید و نظرگاه شهید آوینی در این طبقه بندی را بیابید؟


انقلاب اسلامی با قابلیت اثبات حضور اسلام ناب در صحنه عمل این سؤال جدی را پیش روی غرب مطرح کرد که دین می‌تواند وارد حوزه زندگی اجتماعی بشر شود. لذا نگاه حداقلی به دین تبدیل به یک نگاه حداکثری شد، یعنی دین هم برای تمامی شئون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی زندگی برنامه دارد، اما در ابتدا این پیام در حد یک مفهوم نظری بود، و حداکثر این مفهوم ناظر به تغییرات ساختاری عینی نیز می‌شد. یعنی همانگونه که غرب مفهوم لیبرال دموکراسی را در حوزه نظری طرح کرد و توانست مفاهیم را در معادلات کاربردی جریان بدهد و نهایتا در زندگی بشر جاری سازد. عین همین روند در تئوری جدید مهندسی تمدن اسلامی مطرح شده است. که دین برای تنظیم زندگی فردی و اجتماعی بشر برنامه دارد. یعنی مفاهیم دینی فقط برای حوزه نظر نیست بلکه تمامی حوزه های عاطفه، افکار و رفتار بشر را می‌خواهد سامان دهد.

متن کامل این گفت و گو را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 22:36 | لینک  | 


«امكان و ضرورت تحقق جامعه ديني» در گفت‌وگو با حجت الاسلام دكتر عبدالعلي رضايي

ضرورت حركت به سمت جامعه ديني در همه ابعاد تا چه اندازه مي‌تواند براي ما حياتي باشد؟ آيا اين ضرورت آنچنان كه بايد و شايد درك شده است؟دراين مورد با حجت الاسلام دكتر عبدالعلي رضايي صاحب كتاب «تمدن اسلامي» وعضو هيأت علمي دفتر فرهنگستان علوم اسلامی به گفت‌وگو نشستيم كه حاصل اين نشست پيش روي شما است.

- مهندسي جامعه‌اي ديني والهي در دنياي معاصرتا چه حد ضروري است واهمال درباره اين ضرورت به كجا مي‌انجامد؟
جامعه ايران اسلامي به‏ عنوان وارث تمدن و فرهنگ كهن، كه آميزه ‏اي از دو عنصر «ايراني» و «اسلامي» است از نقادان جدي تمدن مادي، بلكه از داعيان و مدعيان تمدني نوين با صبغه اسلامي است. اين تمدن نوين به آرامي، اما پيوسته و مستحكم، با شعارهايي نو و البته برخاسته از فرهنگي عميق و ريشه‏ دار در حال احيا شدن است. بديهي است كه اقتباس كردن از علم سكولار و تمدن مادي، با اين همه اختلاف در مبادي (مقدمات، ابتداييات و ضروريات)، مباني (زيربناها، زيرساخت‌ها و استدلالات) و نتايج (محصولات، خروجي‌ها و فرآيندها) نمي‏تواند تصميمي عقلاني باشد. مدرنيته محصول تمدن سكولار است كه با آرمانشهر تمدن الهي فرسنگها فاصله دارد. تمدن موجود را نه مي‏توان به سادگي فراموش كرد و از كنار علوم، ساختارها و محصولات آن به ‏راحتي گذشت، و نه مي‏توان مطلقاً از آن بهره برد و در عين حال بر شعار «توحيدمحوري» در مقام «انگيزه، انديشه و عمل» در هر سه بعد فردي، اجتماعي و تاريخي تكيه كرد. طريق وسط كه همواره حكم عقل متعبد بوده است، تنها شيوه‏اي است كه مي‏تواند جوامع اسلامي را از خطرات حاكميت نظام ارزشي مادي برهاند و در عين حال، آنها را از استفاده از بخش قابل‏ توجهي از محصولات آن در دوران گذر محروم نسازد. در هر حال، اقتباس محض از علم و تمدن مادي، به ‏غايت خطرناك است و همين امر است كه به ‏عنوان يك دليل سلبي، ضرورت بحث درباره مهندسي تمدن اسلامي را تمام مي‏كند. در غير اين صورت، انفعال، بلكه انحلال، در نظام ارزشي بيگانه و دست كشيدن از شعارهاي محوري خود در نظام اسلامي اجتناب‏ ناپذير خواهد بود؛ حقيقتي كه ديروز در بخش عمده‏اي از جهان اسلام رخ نشان داد و اگر امروز انديشمندان نظام نوپاي اسلامي در ايران، از گذشته عبرت نگيرند، فردايي روشن‏تر از آنچه بر امت اسلامي رفته است، در انتظار جامعه ما نخواهد بود.
متن کامل گفت و گو را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 23:35 | لینک  | 

گفتگوی عبدالعلی رضائی با پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در باب اقتصاد مقاومتی و رابطه‌ی «فرهنگ» و «اقتصاد» در مکتب اقتصادی اسلام در پیش می آید.

اولین شرط حرکت به سمت جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی داشتن روحیه‌ی جهادی است و روحیه‌ی یک ملت، بیش از هر چیز دیگر به فرهنگ او برمی‌گردد. رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «اگر ما بخواهیم این حرکت عظیم اقتصادى در کشور در سال 90 انجام بگیرد، یک الزاماتى هم دارد ... اولاً روحیه‌ى جهادى لازم است.» اما سؤال مهم این است که رابطه‌ی «فرهنگ» و «اقتصاد» در مکتب اقتصادی اسلام چگونه است؟ حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالعلی رضائی، عضو کمیسیون حوزوی شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفت‌وگوی زیر به این پرسش پاسخ می‌دهد.


***
با توجه به معنی و مفهوم اقتصاد مقاومتی، چگونه می‌توان رابطه‌ی فرهنگ و این اقتصاد را بررسی و تبیین کرد؟
اقتصاد مقاومتی در رویارویی و تقابل با اقتصاد وابسته قرار می‌گیرد. اقتصاد مقاومتی نمی‌پذیرد که صرفاً مصرف‌کننده باشد، منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصاد سلطه ایستادگی می‌کند. این اقتصاد با رویکرد فعال و مقاومت در مقابل تعاریف، ساختارها و محصولات اقتصاد سلطه، سعی در تغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی‌سازی آن بر اساس جهان‌بینی و اهداف خود دارد.

هر جامعه‌ای سه رکن اساسی دارد؛ فرهنگ، سیاست و اقتصاد. این سه رکن متقوم هم هستند و از بین آنها، فرهنگ نقش مهم‌تری دارد. بنابراین اقتصاد در تبعیت از فرهنگ عمل می‌کند. اساساً اقتصاد، ارزش‌ها و جهت خود را از فرهنگ متبوع خود می‌گیرد. بنابراین تا فرهنگ مقاومتی نباشد، اقتصاد هم مقاومتی نخواهد شد. پس این دو با هم یک رابطه‌ی طولی دارند.

الگوی مناسب برای این رابطه چگونه است؟
بهترین الگو برای ایجاد رابطه‌ی فرهنگ و اقتصاد مقاومتی، الگوبرداری از فرهنگ بسیج و دفاع هشت ساله‌ی ما در برابر همه‌ی دنیا است. در جنگ تحمیلی با تکیه بر فرهنگ عاشورا، بزرگ‌ترین جبهه‌ی مقاومت در مقیاس عمومی و در تمامی سطوح جامعه شکل گرفت. به تبع این فرهنگ مقاومتی، سیاست مقاومتی و جنگ مقاومتی و اقتصاد مقاومتی جدیدی در دنیا مطرح شد. عامل اصلی این مقاومت گسترده هم نه ملیت بود و نه نژاد و قومیت و نه چندان آب و خاک، بلکه «مذهب و باورهای اعتقادی» عامل اصلی آن بود. این عامل هم بر دو رکن اساسی استوار بود؛ رکن اول «عاشورا و شهادت» و رکن دوم «انتظار و ظهور منجی مصلح».
بنابراین الگوی بسیج مقاومت در ایجاد اقتصاد مقاومتی هم می‌تواند کارساز و کارآمد باشد. یعنی با هدایت انگیزه‌های معنوی مردم مسلمان و انقلابی می‌توان یک جبهه‌ی مقاومت اقتصادی در مقابل هجوم و تهدیدات اقتصادی نظام استکباری ایجاد نمود که این جبهه حتی می‌تواند به ایجاد موازنه با قدرت اقتصادی استکباری اقدام کند.

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18639/H/139010301638150611_18639.JPG

از نظر شما پیش‌شرط‌ها و پیش‌نیازهای فرهنگی برای تحقق و دست‌یابی ملت ما به اقتصاد مقاومتی چیست؟

مادامی که خاستگاه «فرهنگ اقتصاد» بر پایه‌ی مفاهیمی همچون «سودمحوری»، «سرمایه‌سالاری» و «تکاثرگرایی» باشد و کارشناسان و مدیران اقتصاد به این دسته از معادلات وفادار باشند، اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی مورد نظر نظام اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد. به عبارت دیگر، هرگاه مفاهیم، تعاریف، سیاست‌ها، قوانین، ساختارها، ضوابط و مدیریت اقتصادی حول محور «اقتصاد سرمایه‌داری» تعریف شود، نمی‌توان از تولید ثروت بر پایه‌ی جهاد و مقاومت و اخلاص و ایثار سخن گفت. پس می‌توان نتیجه گرفت که کیفیت و نوع فرهنگ حاکم بر اقتصاد می‌تواند پذیرای مفهوم ارزشی جهاد و مقاومت باشد یا نباشد.

اعلام جهاد اقتصادی از جانب رهبر معظم انقلاب در سرآغاز سال 1390 بیانگر این واقعیت است که با پیروی از الگوهای متداول اقتصادی دنیا نمی‌توانیم به اقتصادی صیانت‌زا، عدالت‌آفرین و مقتدر برسیم. از پیش‌نیازهای فرهنگی برای دستیابی به اقتصاد مقاومتی، یکی این است که استراتژی اقتصادی را حول محور استراتژی «جنگ فرهنگی» بازتعریف کنیم. در این صورت عرصه‌ی اقتصادی هماهنگ با عرصه‌ی فرهنگ عمل خواهد کرد. اگر مسئولین و مردم ما جنگ اقتصادی دشمن را به طور صحیح درک نکرده باشند و اگر اقتصاد مقاومتی و جهاد اقتصادی صرفاً معطوف به رشد مادی و رفاه و بالا رفتن قدرت مادی همچون کشورهای ژاپن و چین فرض شود، مفهوم جهاد و اقتصاد مقاومتی از معنی و محتوای اصلی خود تهی خواهد شد. در این صورت جهاد و اقتصاد مقاومتی در معنایی به کار خواهد رفت که بیشتر شبیه یک مسابقه است تا جنگ و مقاومت. در جهاد و مقاومت، فرض یورش و هجوم دشمن حتمی است و در آن صحنه، جبهه‌ی حق و باطل در حال تقابل هستند و تنها در صورت درک چنین مسئله‌ای است که می‌توان از همه‌ی آحاد، اصناف و اقشار انتظار داشت که در عرصه‌ی اقتصاد تا مرز شهادت مجاهده کنند و تولید و توزیع و مصرف جامعه را در جهت برتری جبهه‌ی حق بر باطل به حرکت درآورند.

این پیش‌نیازهای فرهنگی که اشاره کردید چگونه باید محقق بشوند؟
تحقق پیش‌نیازهای فرهنگی را باید در سه سطح بنیادی، تخصصی و عمومی دنبال کرد؛ در سطح بنیادی که نیاز به استخراج فقه نظام اقتصادی و نظام‌سازی مبتنی بر آن توسط فقها و کارشناسان فقه ما دارد، در سطح تخصصی که نیاز به بازنگری در مفاهیم، تعاریف، سیاست‌ها، قوانین و ضوابط اقتصادی موجود کشور و نظریه‌پردازی و الگوپردازی بر اساس مفاهیم و تعاریف جدید و هماهنگ با نگاه ارزش‌محور دارد، و بالأخره در سطح عمومی که نیازمند آموزش و ظرفیت‌سازی و فرهنگ‌سازی در سطح کارشناسان و کارگزاران نظام اسلامی و مردم است.

منابعی که ما با تکیه بر آن می‌توانیم این پیش‌نیازها را محقق کنیم چیست؟
عرصه‌ی این منابع متفاوت و گوناگون است. در عرصه‌ی مفهومی، قانون اساسی و اسناد بالادستی نظام همچون سند چشم‌انداز 20ساله، سیاست‌های کلی نظام، نقشه‌ی مهندسی فرهنگی کشور، نقشه‌ی جامع علمی کشور و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ده‌ها سند در حال تدوین که منبع معتبر و راهبردی محسوب می‌شوند قرار دارند. به لحاظ ساختاری هم بخش اقتصاد کشور به ستادی فرهنگی ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی نیاز مبرم دارد.
استفاده از ظرفیت و توان علمی حوزه‌های علمیه و پژوهشگاه‌های وابسته به حوزه و دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های مرتبط به‌عنوان عقبه‌ی فکری، استفاده از شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌عنوان قرارگاه اصلی فرهنگی و ستاد هماهنگی بین حوزه‌ها و دانشگاه‌ها با قوای سه‌گانه به‌عنوان واحدهای عملیاتی، و همچنین استفاده از نیروهای نخبه‌ی جوان و مؤمن که در حال حاضر به صورت ناشناخته در جامعه معطل مانده‌اند از مهمترین منابعی است که باید برای فراهم آوردن پیش‌نیازهای فرهنگی اقتصاد مقاومتی مورد توجه قرار بگیرند.
بنابراین منابع مفهومی، ساختاری و انسانی، اصلی‌ترین منابع لازم برای ما هستند.

باتوجه به تأثیرپذیری اقتصاد مقاومتی از مؤلفه‌های فرهنگی، نقش و تأثیر جداگانه‌ی «فرهنگِ سیاست»، «فرهنگِ اجتماع» و «فرهنگِ اقتصاد» در اقتصاد مقاومتی چگونه است؟
فرهنگِ سیاست به مجموعه‌ی باورها، ارزش‌ها، رفتارها و نمادها در حوزه‌ی قدرت و گرایش‌های هر جامعه اطلاق می‌شود. فرهنگ سیاست بیانگر جهت‌گیری دولت‌ها و ملت‌ها است. هرگونه تغییر و اتخاذ مواضع در فرهنگ سیاست، تأثیر مستقیم بر اقتصاد مقاومتی کشور دارد. این‌که سمت و سوی جامعه‌ای به طرف حق باشد یا باطل، تأثیری بسزا بر جهت‌گیری اقتصادی آن جامعه و نظام خواهد داشت. بنابراین با توجه به فرهنگ سیاست نظام اسلامی کشورمان که مبتنی بر استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی است، اقتصاد ما هم نباید وابسته باشد. لذا وجود یک اقتصاد مستقل و مقاوم در مقابل نفوذ بیگانگان و متکی بر عدالت و پیشرفت الزامی است.

فرهنگِ اقتصاد نیز همچون فرهنگ سیاست به مجموعه‌ی باورها، ارزش‌ها و رفتارها و نمادها در حوزه‌ی ثروت اطلاق می‌شود که با تغییر یا تحول آن، اقتصاد مقاومتی نیز دچار تغییر و تحول خواهد شد. پس هر گونه تحول مثبت یا منفی در فرهنگ سیاست (قدرت)، فرهنگ اقتصاد (ثروت) و فرهنگ اجتماع (هنجارها و رفتارها) مستقیماً بر اقتصاد مقاومتی تأثیر دارد. براین اساس اقتصاد مقاومتی تابعی از فرهنگ سیاست، فرهنگ اجتماع و فرهنگ اقتصاد است. البته سهم تأثیر فرهنگ سیاست در رتبه‌ی اول، فرهنگ اجتماع در رتبه‌ی بعدی و فرهنگ اقتصاد در رتبه‌ی آخر است.

از دیدگاه شما رابطه و نسبت بین «فرهنگِ اقتصاد» و «اقتصادِ فرهنگ» چگونه است؟
باید بگویم که یکی از محورهای مهم در عرصه‌ی اقتصاد اسلامی، اقتصادِ فرهنگ است که شامل همه‌ی منابع انسانی، مالی، تجهیزات، سخت‌افزار، فضا و امکانات می‌شود. اقتصاد بخش فرهنگ نقش مؤثری در پیشرفت فرهنگ اسلامی در سطوح مختلف جامعه دارد. اگر اقتصاد فرهنگ مبتنی بر فرهنگ اقتصادی منبعث از اسلام نباشد، نه‌تنها موجب پیشرفت جامعه‌ی اسلامی نخواهد شد، بلکه به عنوان یک اهرم بازدارنده و مخرب هم عمل خواهد کرد و مانع پیشرفت فرهنگ اسلامی در تمامی ابعاد خواهد بود. پس اگر فرهنگ اسلامی را پایه و اساس شکل‌گیری تمامی پدیده‌ها و از جمله نظام اقتصادی بدانیم، آن‌گاه درخواهیم یافت که اقتصاد فرهنگ تابعی از فرهنگ اقتصاد است که امروزه از آن به عنوان مکتب اقتصادی یاد می‌کنند.

پس اقتصاد مقاومتی یکی از ارکان «مکتب اقتصاد اسلامی» به حساب می‌آید که دیگر ارکان آن شامل «عدالت اقتصادی»، «تدبیر معیشت» و «عقلانیت اقتصادی»، الگوی تولید، توزیع و مصرف اقتصادی است. ارکان مذکور را اصطلاحاً «فرهنگ اقتصاد» می‌نامند. حال اگر اقتصاد خالی از این ارکان باشد، دیگر نمی‌توان آن را اقتصاد اسلامی نامید. پس اسلامیت اقتصاد متقوم به وجود معنویت، عدالت و عقلانیت برخاسته از فرهنگ اسلامی در همه‌ی عرصه‌های تولید، توزیع و مصرف ثروت است. فرهنگی مبتنی بر معنویت و عدالت و عقلانیت دینی، فرهنگی مقاوم و سالم و مقتدر هم خواهد بود. آن‌گاه حضور و جریان این فرهنگ در دیگر ابعاد جامعه و از جمله حضور فرهنگ در نظام سیاسی، حضور فرهنگ در نظام فرهنگی و حضور فرهنگ در نظام اقتصادی موجب سلامت نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خواهد شد.

پس در مرحله‌ی نخست و به وسیله‌ی فرهنگ دینی باید تمامی نظامات جامعه را مهندسی کرد. در مرحله‌ی دوم وقتی که این نظامات شکل گرفت، یعنی هرگاه نظام اقتصادی بر پایه‌ی فرهنگ دینی تعریف و مهندسی شد، آن‌گاه اقتصاد سیاست و اقتصاد فرهنگ و اقتصاد در حوزه‌ی اقتصاد نیز پاک و تعالی‌بخش و مقاوم و بالنده خواهد بود و می‌تواند در خدمت اهداف بلند و تعالی‌بخش و انسان‌ساز اسلام باشد.

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 1:23 | لینک  | 

عدالت وپیشرفت دراندیشه رهبرمعظم انقلاب

عدالت و پیشرفت از جمله مباحث اساسی مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب در دهه اخیر با رویکرد دستیابی به تمدن اسلامی است.

طرح این بحث در شرایط کنونی بیانگر پیدایش یک چالش جدی بنام عدالت در مقابل جهان غرب می باشد که عاجز از حل آن می باشد و از طرفی، تفکر اسلام ناب محمدی (ص) بیش از پیش در جهان در حال گسترش است. به عبارت دیگر، دوران شکوفایی تمدن غرب به اتمام رسیده و چالش های سنگینی که غرب در سال های اخیر با آن مواجه است، خبر از چنین رخدادی می دهد. از این رو، جهان تشنه رویکرد و منطق جدید در حل معضلات و مشکلات و رسیدن به شرایط مطلوب است و در این میان، تفکر اسلام ناب نقش مهمی می تواند ایفا نماید و عملکرد نظام جمهوری اسلامی در این رخداد تعیین کننده است.

( منتشر شده در خردنامه همشهری )


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 0:29 | لینک  | 

عاشورا خاستگاه پایداری مقابل ظلم جهانی

نخست

قیام امام حسین ( علیه السلام) در روز عاشورا از محوری ترین عبادات وتصرفاتی است که در تاریخ بشریت انجام گرفته است. شناخت اهداف این حادثه به عنوان فعلی که در یک مقطع تاریخ انجام گرفته با نگاه به عنوان حادثه ای که قبل از خلقت آغاز شده وزمینه چینی شده است و آثار آن نیز تا بعد از قیامت هست. در وسعت نگاه وعبرت آموزی ومسئولیت فردی و اجتماعی  نسبت به این حادثه عظیم الهی سهم تاثیری زیادی دارد.

اهداف قیام امام حسین(علیه السلام)

قیام عاشورا دربردارنده اهداف و انگیزه های مختلفی است. این اهداف در خطبه های امام حسین(علیه السلام) و وصیت نامه‌ی آن حضرت به روشنی ذکر شده که در ابعاد مختلفی قابل مطالعه و بررسی است.

اهداف فردی

تجلی انگیزه‌های اولیاء خدا در اعمالشان بی تردید عالی‌ترین درجات معنوی و انسانی است. اهداف قیام امام(علیه السلام) در بعد فردی، به عنوان قلهی بندگی حضرت حق، دارای دو جنبه است:

باطنی‌ترین انگیزه‌ای كه در انجام این حادثه عظیم می‌توان بیان کرد، پایبندی امام حسین(علیه السلام) به میثاق الهی است که از عالم قبل از خلقت شروع شده است و انبیاء الهی نیز از آن با خبر بوده اند.

کربلا از مقدرات حتمی الهی بوده و به همه پیامبران آن را تذکر می‌دادند وخود پیغمبر خاتم(صل الله علیه و آله وسلم) نیز فرموده: «خداوند خواسته است تورا کشته ببند»

یعنی عبودیت امام(علیه السلام) وفای به عهد و میثاق الهی، برای اجرای هدفی بوده است که حق تعالی درعالم خلقت آن رامهندسی کرده است.

کربلا از یکسو جریان یافتن عبودیت الهی و طریق رحمت به خلق و از سویی دیگر صحنه‌ی ضیافت حق برای امام(علیه السلام) است. از این رو هدف قیام امام(علیه السلام) دارای جنبه‌ی فردی دیگری است..

هدف دیگر قیام کربلا رضایت و تسلیم ولی خدا به قضای الهی می باشد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 22:45 | لینک  | 

پیوست فرهنگی ابزار كارسازی برای پیوند مدیریت راهبردی واجرایی است
 
به گزارش ایرنا، حجت الاسلام وا لمسلمین دكتر عبدالعلی رضایی پنجشنبه در اولین كنفرانس علمی پیوست نگاری فرهنگی در بوشهر اظهار داشت: چشم انداز توسعه پایدار مبتنی بر فرهنگ دینی با قابلیت بسیار بالای آن ایجاب می كند كه ازهم اكنون برنامه پیشرفت متوازن و همه جانبه اجتماعی با محوریت فرهنگ اسلامی درطرح های بلند مدت، میان مدت وكوتاه مدت مورد توجه مسوولان نظام جمهوری اسلامی قرار گیرد.
 

عضو واحد نخبگان حوزه علمیه قم افزود: پیوست فرهنگی ازمفاهیم نو پدیده است كه در پی واژگان راهبردی مهندسی فرهنگ، مدیریت فرهنگی توسط مقام معظم رهبری طرح شده است وعلاوه براینكه موضوع مراكزعمده سیاست گذاری قرار گرفت اذهان بسیاری از مراكزعلمی، تحقیقاتی و پژوهشگران را به خود جلب كرده است.

عضو هیئت علمی فرهنگستان علوم اسلامی اضافه كرد: حوزه و دانشگاه باید در زمینه های فكری در كنارهم باشند و اگردر زمینه فكری درست وارد عر صه نشوند دست مدیران اجرایی خالی می ماند و كارهای كشور بخوبی جلو نمی رود.

رضایی بیان كرد: شناسایی تمام ابعاد رشد و توسعه اجتماعی و كیفیت تاثیر پذیری و تاثیر گذاری این ابعاد بر همدیگر از آن جهت اهمیت دارد كه با درك صحیح از مسایل پیشرفت می توان با اقداماتی آگاهانه و پیش گیرانه در مرحله اول از خسارات احتمالی جلوگیری كرد و در مرحله دوم راهبردهای سازگار و برخاسته از فرهنگ خودی را طراحی و در برنامه پیشرفت ساری و جاری كرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 23:20 | لینک  | 

ا فقه اکبر، نیاز اساسی تحول حوزه// اگر مدیریت تحول را رها کنیم،باخته ایم

احوزه های علمیه به عنوان مهمترین و شاخص ترین داعیه دار ترویج و تبیین معنویت و دینداری در طول تاریخ، هماره محور این تحولات و نقطه عطف های تاریخی بوده و هستند. حوزه های علمیه نه تنها جریان ها را راهبری کرده و می کنند بلکه در بسیاری از مقاطع تاریخی، خود، جریان ساز و حادثه ساز بوده اند.

 با این نگرش، مدیریت درونی حوزه ها و یا حتی نگاهی که از بیرون به حوزه های علمیه می شود، به طور جد و حتم می تواند تعیین کننده و سرونوشت ساز هم در چگونگی ادامه حیات حوزه های علمیه و هم کارکردها و مدیریت بیرونی جامعه توسط حوزه ها باشد.

 بر اساس همین رویکرد، می توان اساس شکل گیری انقلاب اسلامی و رهبری داهیانه امام راحل(ره) به عنوان یک حوزوی و عالم دینی را تفسیر و تبیین کرد. با انقلاب بسیاری از نگرش های فردگرایانه و متحجرانه حوزوی تغییر یافت و در ادامه نیز با تغییر رویکرد مواجه شد. از سوی دیگر پس از جریان انقلاب، هم از ناحیه حضرت امام(ره) و هم مقام معظم رهبری، مباحثی مبنی بر تحول در حوزه های علمیه مطرح می شد. این امر در سال های اخیر به طور جد از سوی مقام معظم رهبری در دیدارهایی که به بهانه های مختلف، طلاب و اساتید حوزه های علمیه با ایشان داشته اند، مورد تاکید و سفارش خاصه ایشان قرار گرفته است.

 تحول در حوزه های علمیه چه از لحاظ آموزه ها و تعالیم محتوایی و چه از منظر ساختار و روش، توصیه هایی بوده که ایشان دائما به آن نظر داشته و دارند. مولفه ها و رویکردهایی همچون چرایی و ضرورت تحول حوزه های علمیه، مولفه های مهم و سرنوشت ساز در تحول، تحول بنیادین یا سطحی، تحول بر اساس کدام چشم انداز و در نهایت مخالفت هایی که با این تحول گاها شنیده می شود، موضوعاتی است که در آستانه سالگرد سفر مقام معظم رهبری به قم و دیدار حوزویان با ایشان، ما را بر آن داشت تا در این راستا گفتگوهایی را صاحبنظران این حوزه داشته باشیم.

حجت الاسلام دکتر عبدالعلی رضایی، محقق و پژوهشگر فرهنگستان علوم اسلامی قم، در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار شبستان، علاوه بر توضیح و تفسیری از رویکرد به چنین تحولی در سطح حوزه های علمیه، تلاش کرد تا ضرورت هایی که مقام معظم رهبری در این تحول به آن نظر دارند را روشن تر و صریح تر تبیین نماید.

 وی در ابتدای سخنانش با اشاره به اینکه امروزه شیعه توانسته است بعد از هزار و اندی سال به تشکیل حکومت توفیق یابد، اظهار داشت: هر چند مخاطبین خاص این حکومت جهان اسلام می باشد، اما امروزه همه جهان با رویکردهای مختلف از این حکومت انتظارات خاصی را دارند.

 مولف کتاب « الزامات و موانع مهندسی تمدن اسلامی» که بر این باور بود که حکومت اسلامی با نگرش خاصی که منحصر به اوست در جهان مطرح شده است، ادامه داد: بر اساس این نگرش خاص، این حکومت باید بتواند آموزه های خود را تحت مقوله ها و مفاهیم عدالت و معنویت به جهانیان عرضه نماید.

 وی با یادآوری فروپاشی کمونیسم و اضمحلال مولفه های سرمایه داری در جهان، اظهار داشت: امروزه در حالی جهانیان چشم به آموزه ها و تمدن اسلامی دارند که پرچم دفاع از مستضعفین کمونیسم به زمین خورده، و سرمایه داری نیز در تمام ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ... چالش ایجاد کرده است.

 مولف کتاب «تحلیل ماهیت تکنولوژی» که مدعی بود نظام سرمایه داری، نظام عدالت محوری را در جهان از بین برده است و صرفا خواهان همه امکانات برای یک حداقل سرمایه دار است، ادامه داد: جایی که دنیا به این مرحله رسیده است، حکومت اسلامی با پرچم تشیع در دنیا مطرح شده و همه انتظارات و امیدها به سوی جمهوری اسلامی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 22:23 | لینک  | 

هدف از نقد و انتقاد نبايد تخريب باشد

عضو كميسيون حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: نقد و انتقاد بايد براي اصلاح جامعه مطرح شود نه تخريب افراد.

حجت الاسلام والمسلمين دكتر عبدالعلي رضايي در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در خصوص ' نقد فرهنگي' خاطرنشان كرد: ضوابط ، قواعد و شاخص هاي نقد در اسلام و غير اسلام متفاوت است، اهداف ما در اصل با اهداف نظام سرمايه داري متفاوت است. 

وي اظهار داشت: ما چون در نقد گاهي از مدل سرمايه داري تبعيت كرديم نتواسته ايم بهره لازم را از اين امر مهم ببريم. 

وي گفت: نقد در همه حوزه ها اعم از فرهنگي، اجتماعي و سياسي از نظر مفهومي بايد برگرفته از مباني ارزشي ما باشد و همان دستورات و تعاليم دين مبين اسلام در نقدهاي ما حاكم باشد. 

رضايي كه از اساتيد برجسته حوزه علميه قم مي باشد، يادآورشد: بايد در نقد عدالت را مراعات كنيم، اگر خداي ناكرده نقد ما تهي از عدالت باشد اين نقد به ضد نقد تبديل مي شود. 

وي اظهار داشت: بايد ببينيم موضوعي كه نقد مي كنيم تا چه اندازه تاثير دارد، بنابراين عدالت از شاخصه هاي اصلي نقد است كه منتقد بايد در مرحله اول آن را مورد توجه قرار دهد. 

رضايي خاطرنشان كرد: ناقد و كسي كه يك موضوع را مي خواهد نقد كند بايد توجه داشته باشد كه هدف از نقد خود چيست؟ اگر فرد مي خواهد فرد و جامعه را اصلاح كند بايد تابع هدف باشد. اگر هدف نقد، اصلاح جامعه است بايد مقياس و ساز و كار هاي آن را در نظر بگيريم.

* به جاي نقد علمي مطالب، افراد را مورد هدف قرار ندهيم 

وي اظهار داشت: اگر ما به جاي نقد علمي يك مطلب، خود شخص را نقد و مورد خطاب قرار دهيم اين با نقد علمي سازكاري ندارد و تنها موضوع جابجا مي شود، نقدها بايد همراه با استدلال باشد. 

رضايي تصريح كرد: در نقد بايد معنويت را رعايت كنيم، موضوع مورد نقد را خوب بفهميم و بعد بدون اغراض سياسي، آن را به بوته نقد بكشيم. 

استاد حوزه و دانشگاه گفت: در نقد بايد علاه بر عدالت و معنويت، عقلانيت نيز حاكم باشد، نقدي كه به يك موضوع يا مطلب داريم بايد داراي ضوابط عقلاني باشد.

*نقد بدون استدلال علمي، ناقص است 

رضايي تصريح كرد: فضاي نقد بايد مستدل باشد، بدون مدرك و دليل نمي توان شخص يا موضوع را نقد علمي كرد، چرا كه در اين صورت نقد ناقص و ضد نقد است. 

استاد حوزه ودانشگاه گفت: در نقدي كه همه ابعاد ديده نمي شود مسير را به انحراف مي برد، در نقد يك بحث علمي، به گمانه هاي ذهني تكيه نكنيم بلكه سخنان و نقادي هاي ما بايد بر ادله استوار باشد. 

رضايي همچنين گفت: نقد موضوعات فرهنگي بايد ضابطه مند، قاعده مند و داراي ادله تفاهم باشد، تعبد بايد رعايت و داراي استدلال باشد. 

وي اظهار داشت: تفاهم در نقد بايد به گونه اي باشد كه ادله تفاهم شود. اگر نقدي كرديم كه براي ديگران قابل تفهيم نبود موثر نخواهد شد، امر و نهي بايد براي همه قابل فهم باشد، بنابراين در نقد معنويت، جهت گيري ديني و قابل تفاهم بودن بسيار مهم است. 

معاون راهبردي آكادمي علوم اسلامي در قم خاطرنشان كرد: يكي از مشكلات اصلي ما در نقد اين است كه زبان تفاهم را ايجاد نكرديم، هرگاه نقد و انتقاد بازدارنده شد قطعا يكي از شرايط آن رعايت نشده است. 

رضايي گفت: براي نهادينه شدن فضاي نقد سازنده در كشور، نياز به آموزش و تحقيق و فرهنگ سازي داريم، ما در حوزه نقد، آموزش نداريم و تحقيق و پژوهش در عرصه نقد نيز باعث توسعه جامعه مي شود.

* نقد ما نبايد باعث از بين رفتن كرامت انسان شود 

وي ادامه داد: بعد از 32 سال از انقلاب هنوز نتوانسته ايم مساله نقد را حل كنيم، گاهي نقد را به صورت مفتضح، غيرقاعده مند و ضد ارزش در صدا و سيما مطرح مي كنيم كه باعث از بين رفتن كرامت انساني مي شود. 

رضايي ادامه داد: كساني كه به موضوعي نقد دارند نبايد كرامت انساني را ضابع كنند، نبايد به جاي علمي بحث كردن، حقيقت وجودي انسان مورد هجمه قرار گيرد. 

عضو كميسيون حوزوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي گفت: نقد و انتقاد بايد براي اصلاح باشد نه تخريب و اگر جنبه تخريبي پيدا كند مخالف اهداف نقد و انتقادي است كه در اسلام مطرح است. 

رضايي اظهار داشت: وقتي حوزه نقد و انتقاد را از زاويه فرهنگ و مسائل فرهنگي نگاه كنيم جز الگوي پيشرفت ما حساب مي شود و در شاحص هاي اساسي هر جامعه اي كه الگوي پيشرفت دارد بايد فضاي نقد و انتقاد حاكم باشد. 

وي ادامه داد: توسعه و پيشرفت در يك كشور واقع نمي شود مگر بر اساس نقد و انتقاد سازنده. نقد بايد در جهت سازندگي و پيش برندگي اهداف باشد، انتقاد جزو لازمه پيشرفت هر جامعه اي است ولي بايد مطابق موازين و سازنده باشد. 

رضايي تصريح كرد: در حوزه نقشه مهندسي فرهنگي كشور مهمترين چيزي كه در حال بررسي است اين است كه فرهنگ ما بايد داراي روحيه انتقاد پذيري و انتقادي باشد.

نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 23:45 | لینک  | 

دستیابی به «نقشه اسلامی ایرانی پیشرفت» در مرحله­ ی نخست نیاز به فهم و تفاهم نسبت به «مدل دستیابی به نقشه اسلامی ایرانی پیشرفت» دارد، لذا استفاده از هر نوع روش و ابزاری برای هم اندیشی با نخبگان باید در چارچوب این مدل مطرح شود.

تجربه­ ی دهه های اخیر جامعه ی کارشناسی جهت دستیابی به چنین الگوی جامع، پیچیده و راهبردی که بناست در نهایت زمینه ساز طراحی تمدن اسلامی شود نشان از آن دارد که روش های کم اثری ـ مانند برگزاری همایش، مقاله پژوهی، گفتار سنجی و... هدف مورد نظر را پوشش نمی دهد.



وجود جریانات فکری متفاوت و بعضاً متضاد در بین نخبگان حوزوی و دانشگاهی و کارشناسان تصمیم ساز و تصمیم گیر کشور، استفاده ی داوران علمی و مراکز کارشناسی را از مقالات و دیدگاه های گوناگون و احیانا غیر قابل جمع، به حداقل ممکن رسانده، هر چند استفاده از آن روش ها، تنها به عنوان روش مکمل، در تولید نقشه و مراحل پیش نیاز آن (یعنی مدل دستیابی به نقشه) قابل استفاده است. تجربه­ ی دهه­ ی اخیر در خصوص طراحی اسناد راهبردی ـ همچون چشم انداز 1404، نقشه مهندسی فرهنگی کشور، نقشه جامع علمی، سند تحول آموزش و پرورش و... ـ مسیر تازه ای را جهت تدوین این نقشه، در برابر جامعه کارشناسی کشور قرار داده است.

آنچه به اختصار دراین طرح پیشنهادی آمده چکیده­ای از جمع بندی تجارب پژوهشگران راهبردی کشور، با هدف طراحی مدل دستیابی به الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است.

فرآیند طراحی نقشه :

فرآیند کلی طراحی نقشه که می توان از آن به «مهندسی نقشه اسلامی ایرانی پیشرفت» نیز تعبیر کرد در دو فاز «صفر و یک»قابل طراحی است. شایان ذکر است که اجرای نقشه که از آن به «مدیریت راهبردی نقشه» تعبیر می شود، خود دارای فرآیند و اقتضائات دیگری است که در اینجا، به آن نمی پردازیم. 

تعاریف و کارکردها

 تعریف واژگان کلیدی در فرآیند مهندسی الگوی پیشرفت همراه با بیان کارکردهای آن عبارتنداز:

 1. الگوی مفهومی مشتمل بر:


 1.1. بیان متغیرها و ریز متغیرهای پیشرفت جامعه با رویکرد تمدن گرا،

 1.2. بیان نسبت و ارتباط منطقی بین متغیرها،

 1.3. بیان وزن و «جای و گاه» متغیرها در قالب یک منظومه به هم پیوسته.

الگوی مفهومی را می توان نقشه مطالعه و پژوهش تمامی موضوعات دانست که بیانگر نظام فکری طراحان آن و ابزاری موثر در دست طراحان و مهندسان نقشه است تا پیش از ورود در فرآیند پیچیده تولید نقشه (با گستره وسیع و عمیق آن) بتوانند ضمن جلوگیری از ساده انگاری احتمالی، به ساده سازی مفاهیم نقشه در سطوح مختلف مبادرت ورزند. الگوی مفهومی، از تشتت، جدال و شقاق فکری نیز که از مهمترین آفات علمی در حوزه مطالعات راهبردی است جلوگیری خواهد کرد و به عنوان یک منطق کارآمد، اندیشه طراحان و نقشه نگاران را نظم خواهد داد. از این رو، الگوی مفهومی را می توان پایه دو نقشه «پژوهش و اجرا» نسبت به هر موضوعی قلمداد کرد.

 2. نظام نامه: در اینجا منظور، «نظام نامه تدوین نقشه» است که بر اساس الگوی مفهومی طراحی شده، امکان هماهنگی فکری و اجرایی را در حوزه مهندسی نقشه اسلامی ایرانی پیشرفت، ممکن خواهد کرد. نظام نامه، شامل سه بخش اصلی «محتوا، سازمان و برنامه» تدوین نقشه است که کانون اصلی محتوای آن را الگوی مفهومی پیش گفته تشکیل می دهد. لذا بیان چرایی، چیستی و چگونگی تدوین نقشه (که مرحله ای پیش نیاز برای ورود در نقشه و طراحی پیچیده آن است) بر عهده نظام نامه می باشد. بیان پروژه های مطالعاتی، ساختار کارگروه های تخصصی و نیز برنامه زمان بندی شده هر پروژه (و کارگروه مربوطه)، از کارکردهای اصلی نظام نامه است. وجود نظام نامه تدوین نقشه مهندسی فرهنگی، از نمونه های بارز طراحی مهندسی در کشور است که توانسته است در طراحی سریع تر و دقیق تر نقشه مزبور موثر باشد. آیا برای مهندسی نقشه اسلامی ایرانی پیشرفت که مادر ریز نقشه های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است نیازی به نظام نامه تدوین نقشه نیست؟!

 3. نقشه اسلامی ایرانی پیشرفت:

 این نقشه، مشتمل بر سه دسته مفاهیم به شرح ذیل است:

 3.1. مفاهیم پایه نقشه: شامل روش شناسی تولید مفاهیم نقشه،
- ارزش ها، مبانی و اصول حاکم بر نقشه،
- تعاریف پایه برگرفته از ارزش های دینی،
 - نظریه های اسلامی پیشرفت در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ناظر به آرمانشهر و وضعیت مطلوب

 3.2. مفاهیم میانه نقشه: شامل الگوی کاربردی و مدل های اسلامی تولید مفاهیم میانه و سازه نقشه،
-  نظام شاخص ها و استانداردهای اسلامی در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، براساس مدل ارزش شاخص(منظور شاخصه های برگرفته از ارزش ها است)

-شناخت پیشینه و حال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور با هدف وضعیت شناسی محیطی و بیان چالش ­های فرارو،

 - شناخت نیازهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور و طبقه بندی آنها.

 3.3. مفاهیم سازه نقشه: شامل بیانیه رسالت نظام اسلامی در اقامه تمدن نوین، براساس آرمانشهر ترسیم شده،
 - چشم انداز نظام اسلامی در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی،
- اهداف راهبردی و میانی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی،
 -سیاست ها و راهبردهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی،
 - اقدامات راهبردی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی،
 -اولویت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی،
 - سامانه های مدیریت شبکه ای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی،  
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 13:19 | لینک  | 

روزنامه قدس در گفتگویی با عبدالعلي رضايي، عضو هيأت علمي دفتر فرهنگستان علوم اسلامي به  تحلیل جهاد اقتصادی و اقتصاد فرهنگ پرداخت:

EJ2[1]

* براي گام گذاشتن در فرآيند جهاد اقتصادي از منظر شما اولويت دادن به کداميک از ابزار جهاد يعني؛ سرمايه، فرهنگ و يا توسعه مناسبات و يا توان سياسي اهميت بيشتري دارد؟
** جهاد اقتصادي مفهومي ارزشي و بيانگر تلاش، مجاهدت در عرصه اقتصاد است. در دهه هاي گذشته نيز شاهد حضور موضوعاتي به همين مضمون در عرصه هاي ديگر از جمله جهاد نظامي، جهاد سازندگي، جهاد علمي، جهاد فرهنگي و... بوديم. جهاد، مفهومي ارزشي و برخاسته از فرهنگ اسلام ناب محمدي(ص) است. ترکيب کلمه جهاد با ديگر موضوعات موجب ارتقاي معنايي آن موضوع مي شود.

جهاد در اقتصاد به معناي عمل و رفتار ايثارگرانه با قصد قربت در «توليد، توزيع و مصرف» ثروت است، بنابراين لزوم تحول و تغيير در نگاه و رويکرد به مقوله اقتصاد ضرورت مي يابد. جهاد اقتصادي فصل تازه اي در تکامل نظريه هاي اقتصاد را رقم مي زند، در صورت تحقق صحيح آن انقلابي عظيم در عرصه جهاني ايجاد مي کند.

تحقق رفتار جهادي در اقتصاد نيازمند تحول در فرهنگ حاکم بر اقتصاد است. مادامي که فرهنگ اقتصادي مبتني بر سودگرايي و سرمايه سالاري باشد، جهاد اقتصادي مورد نظر نظام اسلامي تحقق پيدا نمي کند. به عبارت ديگر هرگاه مفاهيم، تعاريف، سياستها، قوانين، ساختارها، ضوابط و مديريت اقتصاد، حول محور سرمايه تعريف مي شود نمي توان بحث از توليد ثروت بر پايه جهاد، اخلاص و ايثار را به ميان آورد، پس مي توان نتيجه گرفت، از بين ابزارهاي جهاد اقتصادي، فرهنگ، متغير اصلي و ديگر متغيرها در مراحل بعدي داراي اهميت هستند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 0:20 | لینک  | 

گزارش میزگرد پژوهشگران فرهنگستان علوم اسلامی با رادیو سراسری "گفتگو" با موضوع: مبانی و بنیادهای نظری و الزامات الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت در تاریخ:

19/2/1390

مقدمه:

این میزگرد در حاشیه دومین همایش ملی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با حضور آقایان عبدالعلی رضایی (عضو هیئت علمی و مسئول گروه راهبردی فرهنگستان علوم اسلامی)، ابراهیم نیک منش (عضو گروه راهبردی فرهنگستان علوم اسلامی) و آقای سمیعی نسب (عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق) برگزار گردید.

 

مقاله جنابعالی در چه زمینه بوده است؟

نیک منش: بررسی اجمالی مدل شاخص گذاری فرهنگی که رابطه عدالت را از منظر دین در حوزه مهندسی فرهنگی و نقش شاخص گذاری فرهنگی در مهندسی فرهنگی و الگوی پیشرفت که مادر الگوی نقشه مهندسی فرهنگی و نقشه های دیگر است می باشد.

در مقاله شاخص گذاری فرهنگی که جنابعالی ارایه فرمودید چه مواردی و شاخص هایی را مد نظر داشتید؟

نیک منش: اگر نگاه محاوره ای از بالا به پایین نسبت به افق هایی که این قطعات بحث را به همه پوشش و وصل می کند را داشته باشیم خواهیم دید، مقام معظم رهبری طی سال های اخیر مطالباتی را مطرح فرمودند، حال اولین سوالی که پیش می آید رابطه این مطالبات از با یکدیگر چیست؟ وقتی به این مطالبات نگاه کنیم، بحث مهندسی تمدنی را داریم که این مهندسی رویکرد حاکم بر الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی است به این معنا افقی که در بحث پیشرفت و عدالت خواهید دید نگاه تمدنی است یعنی شما باید مبانی دین را در افق تمدنی، در سطح جهان اسلام و جهان بشری ارائه دهید. پس رویکرد وهدف اصلی الگوی پیشرفت حوزه تمدنی و مهندسی تمدنی است که این الگو دارای 4 قطعه و ریزنقشه اصلی می باشد. که این ریز نقشه های عبارتند از: ساختار سیاسی، ساختار اجتماعی، ساختار فرهنگی و ساختار اقتصادی که قطعات اصلی پیشرفت می باشند. بنابراین تعریف الگوی پیشرفت عبارت است از چهار مهندسی؛ 1. مهندسی فرهنگی که در هسته قرار دارد. 2. مهندسی سیاسی 3. مهندسی توسعه اجتماعی 4. مهندسی توسعه اقتصادی که باید طوری حول یک محور مشخص کنار هم قرار بگیرند تا بتوان یک الگویی به نام الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی را محقق کند.

مدل شاخص گذاری فرهنگی رابطه بین ارزش و شاخص را تبیین کرده است که در اینجا حوزه اقتصاد ضروری است اما تابع فرهنگ خواهد بود پس فرهنگ متغیر اصلی است و مابقی نظامات حول فرهنگ شکل می گیرند.

در حوزه تمدنی، چه تمدنی در نظر گرفته شده است؟ تمدن اسلامی یا تمدن ایرانی یا ترکیبی از این دو تمدن یا اصلا تمدن دیگر؟

نیک منش: وقتی ما به پیشینه تاریخ ایران مراجعه کنیم، سه حوزه تمدنی را در این پیشینه شاهد هستیم که این حوزه ها عبارتنداز:  حوزه تمدن ایرانی، حوزه تمدن اسلامی و حوزه تمدن غرب

ما الگویی را که متغیرهای اصلی ناظر به تمام نقاط مثبت این سه حوزه را داشته باشد و سپس برآیند گیری و ارزش گذاری کند را نداریم. الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی، می تواند 4 بعد فرهنگ سیاست، فرهنگ اقتصاد، فرهنگ فرهنگ و فرهنگ اجتماعیات را پوشش دهد و حول یک مبنا و نظام ارزشی مشخص این ابعاد را سامان و آرایش دهد تا براساس این نظام سازی صورت گیرد. پس در الگو اول امر مفهوم سازی و دوم ساختار سازی را داریم. رویکرد، رویکردی تمدنی و افق، افق جهانی است.

ما وقتی بخواهیم این الگو را پیاده سازی کنیم. تفکیک این الگو جدید و تمدن چند هزار ساله که تلفیق در بین آن صورت گرفته، باید یک الگو مدیریتی برای آن ترسیم نمائیم. و این که این دو تمدن هر کدام نوعی پیوست فرهنگی هم دارند. چگونه باید عمل و این مسیر را طی کنیم؟ آیا در این همایش به این مقوله توجهی شده است؟

رضایی: در دومین همایش ملی پیشرفت به مقوله الگوی مدیریتی متناسب با الگوی پیشرفت توجهی نشد و مقاله ای انتخاب و ارائه نگردید.

البته بنده مقاله ای تحت عنوان الگوی مدیریت شبکه ای سازوکار نهادینه شدن عدالت و مشارکت حداکثری در الگوی پیشرفت اسلامی ـ ایرانی به رشته تحریر در آوردم و برای همایش ارسال داشتم.

اما در پاسخ به سئوال اول اینکه در طراحی الگوی پیشرفت افق نگاه ما باید تمدنی باشد و هم زمان نیز توجه به زمان (1404) در نظر گرفته شود. بنابراین در طراحی باید افق دور را در نظر بگیریم تا طراحی کامل شکل بگیرد. اما برای اجرا و تحقق الگوی پیشرفت، باید ظرفیت اجتماعی زمان حال را مدنظر قرار دهیم.

پس ما نیازمند یک الگو مبدل یا الگوی تبدیل هستیم که در این الگو شرایط محیطی و ظرفیت جاری کشور در نظر گرفته شود. اگر الگویی، شیب تبدیل نداشته باشد قطعا ما را به هدف مدنظر نمی رساند. بنابراین باید با توجه به بوم  فرهنگی و جغرافیای کشور این طراحی و مهندسی صورت پذیرد. به نظر بنده مبنای مشترک در الگوی پیشرفت، اسلام ناب محمدی (ص)  است که محور وحدت کلیه اقوام ایرانی است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 14:4 | لینک  | 

 

 

الگوی مدیریت شبکه ای شامل سه رکن مبانی، مهندسی و مدیریت شبکه ای می باشد که در این مقاله به الگوی مدیریت شبکه ای می پردازیم.

نظام اسلامي در آستانه مهندسي الگوهاي فرا دستي در ابعاد مختلف سياسي، فرهنگي و اقتصادي، چاره اي جز اقدامي فراگير براي طراحي الگوي مديريت شبکه ايي بعنوان رکن مهمي از الگوي پيشرفت ندارد، تا از اين طريق بتواند کليه سازمان ها، نهادها و دستگاه هاي عمومي، خصوصي و دولتي را براي همراهي با اين حرکت بزرگ همراه سازد. حال که اين فرصت براي جامعه سرافراز اسلامي فراهم شده است تا براي اولين بار در سطح ملي، الگويي متفاوت را طراحي و علمياتي کند تا با موفقيت آن، خود الگوئي براي ديگر بخش هاي نظام باشد، بايد آن را مغتنم شمرد و باور کرد که بخش مهمي از چالش هاي اجرايي و مديريتي، با طراحي و به کار بستن اين الگو، مرتفع خواهد شد.

در عين حال نبايد از اين نکته مهم غافل شد که اگر شبکه سازي در سطح کلان جامعه صورت نگيرد و شئون مختلف اجتماعی، تحت مديريت شبکه‌اي نباشند باز بدين معنا نيست که جامعه، سازمان‌ها و آحاد آنها در اين ميدان، زيست نمي‌کنند. در واقع، جامعه و سيستم بي‌بهره از مديريت شبکه‌اي، در عرصه و شبکه‌هاي طراحي شده توسط صاحبان قدرت و ثروت در سطح جهاني، حضور داشته و فعاليت مي‌کنند تا جائي که ناخواسته، از زبان مشترک ارتباطات شبکه‌اي بيگانه، در نظام تصميم سازي و تصميم گيري اجتماع خود بهره مي‌گيرند و فهم خويش را که در يک بستر فرهنگي خاص، شکل گرفته و نضج پيدا مي‌کند در حوزه مديريتي و اجرائي مورد نظر به کار مي‌گيرند.

منابع علمي مديريت پذيرفته‌اند که کاناليزه کردن تصميم و فهم و رفتار، در بستر الگوي شبکه‌اي، به مراتب مؤثرتر و تعيين کننده‌تر از يک الگوي متمرکز غير شبکه‌اي است. چون ساختار تمرکزگرا، همواره طفيلي ساختار قدرتمند شبکه‌اي و متأثر از آن است ولو از وجود چنين شبکه‌اي در درون مرزهاي ملّي خود، بي‌بهره باشد. به بيان بهتر، اگر مديريت کلان جامعه، جريان مديريت شبکه‌اي را با محوريت «ارتباطات بين سازماني» در دست گيرد مي‌تواند براي رشد تصميمات، تفکرات و رفتارهاي فردي، سازماني و اجتماعي ايشان، بستري امن فراهم سازد و ضمن حفظ استقلال و هويت نظام اسلامي، کارآمدي و اثربخشي را بر اساس «جهت» و «مبنا» الهي و اسلامي سامان دهد. اين همان نقطه‌اي است که ضرورت نظام مديريت شبکه‌اي را تمام مي‌کند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 23:59 | لینک  |