“بررسي مهندسي تمدن اسلامي“، اين سئوال است كه اصولاً چه ضرورتي داشت بخش عمدهاي از فعاليت پژوهشي يك گروه از محققان حوزه و دانشگاه، مصروف چنين بحثي شود؟ آيا رفع نيازي خاص يا برطرف كردن مانعي مشخص، ذهن پژوهندگان را بخود مشغول كرده بود؟ آن نياز و اين مانع چيست؟ اصولاً چه دلايل “ايجابي يا سلبي“، روح و ذهن پژوهشگر و مخاطب را براي پذيرش چنين موضوعي، به جنبش واداشته است تا در سايه طرح چنين موضوعي، آن تشويش روحي، به آرامش بدل شود و آن غليان فكري در ساحل ادله و براهين، آرام گيرد؟
در بحث اقتصاد فرهنگ، میخواهیم بدانیم غرض از اقتصاد فرهنگ چیست و خاستگاهش در جامعه كجا است. همچنین میخواهیم به تأثیر حوزهی سیاست بر اقتصاد فرهنگ بپردازیم. بنابراین، ابتدا مفاهیم همعرض اقتصاد فرهنگ را مطرح میكنیم.
ساختار جامعه دارای سه بُعد اصلی است كه این سه بعد، هویت جامعه را شكل میدهند: سیاست، فرهنگ و اقتصاد. نظیر این سه بعد در هویت انسان هم وجود دارد: روح، فكر و جسم. متناظر روح یا قلب در انسان، سیاست، متناظر فكر در او، مقولهی فرهنگ و متناظر جسم در انسان، اقتصاد در جامعه است. همانگونه كه متغیر اصلی در انسان، روح اوست و فكر به تبع روح، و رفتار نیز به تبع فكر شكل میگیرد، در ساختار جامعه هم یكی از سه بعد سیاست، فرهنگ و اقتصاد متغیر اصلیاند.
حوزهی اقتصاد سومین بعد در ساختار جامعه است. در این حوزه، فرهنگ در قالب ابزارهای عینی خودنمایی میكند. حوزهی اقتصاد دایرهی وسیعی است كه با تمامی ابعاد جامعه ارتباط دارد. در واقع، كارآمدی جامعه و فنآوری در حوزهی اقتصاد معناپذیر میشود. البته این فنآوری میتواند مربوط به حوزهی سیاست، فرهنگ و اقتصاد هم باشد. بنابراین، اقتصاد پایگاه تعاون اجتماعی است و علاوه بر آن برابر با نظام تجربههای كاربردی انسان به حساب میآید.
ادامه مطلب
عنايت و توجه به فرهنگ، از آن رو اهميت دارد كه عامل هويت بخش انسانها و جوامع است، هر چند اين جوامع و انسانها هستند كه فرهنگ سازند. به همين دليل،فرهنگ نه ثابت و بلكه جاري و در حال شدن است. پس ميتوان فرهنگ را به گونه اي متناسب با شرايط و ضروريات، تغيير،توسعه و متحول ساخت و بديهي است كه ميتوان بر فرهنگ مديريت كرد. اما همه اينها، موكول به شناخت صحيح اركان،ابعاد، جايگاه ميزان اثرپذيري و اثرگذاري آن بر ديگر عوامل در جهان، كنوني است كه آهنگ يكپارچگي و اتحاد دارد.
اگر چه، حضور در جهان به هم پيوسته، امري اجتناب ناپذير و ضروري است،ولي يادآوري اين نكته كه «هيچ كس نمي تواند انديشه اي را براي ما بيانديشد» نيز يك الزام است. هر چند برگرفتن از كاشته هاي ديگران ممكن است در كوتاه مدت، شيرين جلوه كند اما در بلند مدت به يقين كام ما را تلخ خواهد نمود زيرا،چه بسا كه از سوي صاحبان اصلي انديشه دريغ شود يا .... از اين رو، لزوم توجه به مقوله فرهنگ درجهت اعتلاءو بالندگي فرهنگي در بحبوحه اقدام به مهندسي فرهنگ و فرهنگي كشور،بيش ازپيش آشكار مي گردد.
همزمانی تحولات فرهنگی ملتها با ورود و بکارگیری تکنولوژی های گوناگون بیانگر رابطه ای معنادار بین تکنولوژی و فرهنگ است.
رابطه تکنولوژی و جامعه بسیار پیچیده و به گونه ای که بسیاری آن را وابستگی متقابل می دانند. جامعه برای رسیدن به نیازها و خواسته های خود تکنولوژی را ایجاد می کند و به آن اتکاء دارد. تکنولوژی برای برطرف کردن نیازها و پاسخ دادن به خواست های جامعه ایجاد می شود. هر پیشرفت در تکنولوژی نیز بر جامعه اثر می گذارد و آنرا تغییر میدهد. تغییر جامعه نیز نیازهای و خواسته های بیشتر و جدیدتر را مطرح ساخته و بر سرعت ایجاد تکنولوژی پیشرفته تر می افزاید.
تکنولوژی وضعیت جاری " آگاهی جامعه، نسبت به چگونگی ترکیب منابع، برای تولید محصولات مطلوب و آنچه می توان تولید کرد است و با هر تعریفی که از فرهنگ ارائه شود، بخشی از فرهنگ جامعه محسوب می شود.
تکنولوژی در Artifact ها { وجه مادی فرهنگ ( نمادها)} تجلی می یابد و زیر سیستم تکنولوژیک فرهنگ هستند. طبیعتا تکنولوژی که برای تامین نیازها و پاسخ به خواسته های یک فرهنگ ایجاد می شود عمدتا در خدمت توسعه همان فرهنگ قرار می گیرد و بیشترین کارآمدی را در راستای توسعه فرهنگ مبداء نشان خواهد داد.
بنابراین از فرهنگ مبداء، تکنولوژی متولد می شود و تکنولوژی پس از تولد، فرهنگ مقصد را ایجاد می کند. کشورهای وارد کننده تکنولوژی با انتقال تکنولوژی اقدام به انتقال فرهنگ می کنند که یا آنرا می پذیرند یا در مواجهه با آن قرار می گیرند؟!
