تبليغاتX
فرهنگ نور
وبلاگ شخصی عبدالعلی رضائی

 

ساماندهي فرهنگي و نظام فكري

 

بحران معنوي بشريت حاصل پذيرش نظام فكري مبتني بر فرهنگ مادي و دوري از يكتاپرستي است. از اين‌رو تغيير در ساختارهاي فكري موجود، ضرورت جهان امروز است.

بشريت به نظام فكرئي كه پاسخگوي تمامي ابعاد نيازمنديهاي روحي، عقلي و عملي باشد نياز مبرم دارد. نظام فكري‌ائي كه تكامل مادي را در پيوند و با محوريت تكامل معنوي ملاحظه كند و امكان هماهنگي با فطرت انساني را در توسعه پرستش الهي فراهم آورد.

انقلاب اسلامي نيز براي تحقق و توسعه اهداف خود، نيازمند طراحي و ارائه الگوهاي مختلف براي اداره بخش‌ها و امور مختلف از جمله ساماندهي فرهنگي جامعه است.

براي رفع اين خلأ تئوريك، بايد نظام فكري بنا كرد كه قدرت پاسخگوي به نيازمنديهاي جديد انقلاب اسلامي را در كليه شئون داشته باشد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 11:31 | لینک  | 

چکیده:

صنعت از بخش هاي عمده و حساس اقتصاد كشور محسوب مي شوند؛ چراكه نقش موثر آن در توانمندي جامعه در روند توسعه و تكامل ازطريق رفع نيازمندي هاي اقتصادي  بسيار محسوس است. نقش بنيادين صنعت در دستيابي به اهداف توسعه و تكامل مورد نظر جامعه انقلابي ايران ، الزامات خاصي را براي تعيين استراتژي و سياست هاي كلان در برنامه هاي توسعه به دنبال خواهد داشت. بر اين اساس ، استراتژي ها و راهبردهاي جامعه دين محور با ساير جوامع مادي گرا متفاوت است ؛ چرا كه چارچوب كلي آن بوسيله ارزش ، بينش و دانش برخاسته از دين تعيين مي شود . براين پايه كشور ما براي دستيابي به اهداف و آرمان هاي اقتصادي خود نيازمند يك مدل و الگويي است كه در پرتو آن بتواند جايگاه صنعت و استراتژي توسعه صنعتي كشور را متناسب با ساختار ارزشي حاكم بر جامعه مشخص نمايد.

بدين منظور ضرورت پژوهشي فراگير در تجزيه و تحليل سه دهه گذشته صنعت كشور و دستيابي به ريشه معضلات اقتصادي و صنعتي ، امكان ترسيم دورنماي صنعت مطلوب و شيب انتقال در دوران گذار را هر چه بهتر فراهم خواهد آورد . 

كليد واژه : جسارت عمومي ، گستاخي انقلابي ، پردازش اطلاعات ، بحران هدفمند ، مديريت بحران ، بحران كنترل كننده

مقدمه

با توجه به تحول اساسي ناشي از انقلاب اسلامي سال 75 ، سه الگوي توليد و مصرف دچار دگرگوني شد . امري كه با هيچيك از الگوهاي سوسياليستي و سرمايه داري همخواني و همراهي نداشت.

بنابراين بايد وضعيت صنعت كشور از اين زاويه  بررسي شود  كه  تا چه اندازه ساختار موجود با فضاي جديدي كه ايجاد شده در تعامل يا تقابل است . همچنين مي توان از نقش انگيزه الهي بعنوان موتور مولد حركت اجتماعي در عرصه اقتصاد و صنعت الگو برداري نمود و توسعه متناسب صنعت را رقم زد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 17:27 | لینک  | 

 

    انسان ها بر طريق فطرت خود نياز به ارتباط با يكديگر دارند، با هم بينديشند و در كنار هم عمل كنند، در حالى كه به تعبير آرنولد وتشتاين «... انسان مدرن در انتخاب وسايل خود نيز همان قدر بى اختيار است كه در انتخاب اهدافش. سلطه تكنولوژيك امرى سراسرى است، نتيجه آن مى شود كه وضعيت آدمى در جوامع مدرن، بر نسبت او با تكنيك مبتنى است نه بر نسبت او با ديگر آدميان.» اين عدم ارتباط و تناسب است كه مشكل مى آفريند.
دنياى امروز به معناى عام با محوريت نظام سرمايه  دارى و كشورهاى پيشرفته صنعتى به معناص خاص به عنوان كانون توليد تكنولوژى، توسعه تكنولوژى را به گونه اى رقم زده اند كه هيچ نظارت و كنترلى را برنمى تابد و انسان را به دنبال خود مى كشد و اين انسان تابع، ناچار است خود را با انواع تكنولوژى ارائه شده هماهنگ و همسو كند.
فرهنگ غرب، اقتصاد محور است و به طور طبيعى هر عاملى كه مبدأ تحرك و توسعه اقتصادى شود، از اهميت بيشترى برخوردار است. تكنولوژى موجود نيز همين نقش را بازى مى كند و به لحاظ ارتباط مستقيم و مؤثرى كه در ايجاد تحرك اقتصادى دارد، به عنوان عاملى مهم در بازار رقابت و تجارت، محسوب مى شود.
تكنولوژى در نظام اسلامى نيز بر مبناى اصالت كرامت و تعالى انسان مورد توجه است. تكنولوژى درواقع ابزار سلطه و تصرف انسان بر طبيعت است و زمينه عبوديت و فعاليت هاى متعالى را فراهم مى كند. بنابراين امرى لازم و اجتناب ناپذير در ايجاد اقتدار سياسى، فرهنگى و حيات سالم اقتصادى جامعه اسلامى است.
پرداختن به جايگاه تكنولوژى در نظام اسلامى همواره با پرسش هايى از اين قبيل همراه است:
ـ در نظام اسلامى بايد به چه ميزان به تكنولوژى بها داده شود و چگونه مى توان آن را متناسب با خواست جامعه اسلامى، تغيير، هدايت يا توليد كرد؟
ـ آيا منزلت و جايگاه تكنولوژى در جامعه اسلامى مساوى با منزلت و مقام اين موضوع در ساير جوامع است؟
ـ آيا سياست ها و استراتژى هايى كه در توسعه و توليد تكنولوژى بايد از آن بهره برد، همان استراتژى است كه در ساير جوامع پى ريزى شده است؟
ـ به چه اندازه به توليد و نوآورى در تكنولوژى احتياج داريم و به چه ميزان مى توان حال و آينده نيازهاى جامعه را براساس فناورى هاى موجود در دنيا برطرف كرد؟
ـ چرا تكنولوژى موجب تصرف ظالمانه بشر در طبيعت مى شود؟
ـ استفاده از فناورى هاى توليد شده در ساير كشورها، پيامدهاى فرهنگى و سياسى خاصى را به دنبال دارد. آيا مى توان از كارآمدى اقتصادى تكنولوژى جدا از پيامدهاى سياسى و فرهنگى آن بهره مند شد؟
تمدن و تكنولوژى داراى يك پيوستگى است و اين ارتباط را نمى توان از هم گسست. از طرفى تكنولوژى داراى فرهنگ، فلسفه و زيرساخت مناسب و همسنگ با خود است، اما بر اين اساس كارشناسان ما به بررسى تكنولوژى نپرداخته اندو در تصميم گيرى عملى تعارض و تضادى در جامعه به صورت واضح نمايان است.
اين تضاد و تعارض زمينه ساز وجود چالش هاى جدى بين كارآمدى ها و آرمان ها شده است لذا دو نحوه تفكر در مقوله تكنولوژى را موجب شده است. تفكر اول با دفاع از آرمان ها، كارآمدى ها را زير سؤال مى برد و تفكر دوم با دفاع از كارآمدى، آرمان ها را زير سؤال مى برد. حق با كدام گروه است؟ آيا مى توان فرض تفكر سومى را به ميان آورد كه كارآمدى را بر بنيان آرمان ها بنا نهد؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 17:21 | لینک  | 

خلاصه :

هدف از اين مقاله ارائه يك بحث مفهومي براي كمك به تحليل منطقي اصول تحقق چشم انداز بيست ساله و هماهنگي چشم اندازهاي بخشي و از جمله چشم انداز صنعت نفت مي باشد.

در اين مقاله كمبودهاي اساسي در مهندسي چگونگي تحقق چشم انداز برشمرده مي شود:

-        درك و دريافت مشترك واحدهاي برنامه ريزي از مفاهيم چشم انداز

-        چگونگي جريان مفاهيم چشم انداز بيست ساله در چشم انداز بخشي و برنامه ها

-        كسب اطمينان از هماهنگي چشم اندازهاي بخشي با همديگر و با چشم انداز بيست ساله كشور

-        اطمينان از پيش بيني سازوكارهاي لازم براي تحقق چشم اندازهاي بخشي

-        چگونگي ارزيابي پيشرفت كار و اعمال بازخورد به سامانه چشم انداز

با توضيح اينكه بخش هاي مختلف، مي بايستي نقش و سهم تاثير خود را در وحدت كل ملاحظه نمايند گفته مي شود كه اين كار نيازمند هماهنگي از طريق يك مدل است. مدلي كه بتواند جايگاه اصلي و يا فرعي و تبعي هر بخش را در تحقق چشم انداز نسبت به بخش هاي ديگر و نسبت به كل معلوم نمايد چرا كه به عنوان مثال دستيابي به جايگاه اول علمي، اقتصادي و فناوري در منطقه ضرورتا به معني اول شدن صنعت نفت در منطقه نيست بلكه چگونه صنعت نفت در تركيب با ساير بخش هاي كشور قرار گيرد كه اهداف چشم انداز و از جمله دست يابي به جايگاه اول در منطقه تحقق پيدا نمايد داراي اهميت مي باشد.

الزاماتي مانند .....

كه در چشم انداز قيد شده است موارد بسيار مهمي هستند كه چگونگي جاري شدن آن ها در الزامات چشم انداز بخش ها و از جمله صنعت نفت در حائز اهميت است كه چگونگي تبلور آنها از موضوعات مورد بحث مقاله مي باشد. در اين مقاله هماهنگي منطق اقتصادي كه كميت هاي كلي را در چشم اندازي بخشي و از جمله صنعت نفت را معين مي نمايد با منطقي كه بر مبناي آن چشم انداز بيست ساله كشور تدوين شده است مورد بحث قرار مي گيرد نياز به مدلي از برنامه ريزي كه در بطن خود با فرهنگ حاكم بر چشم انداز هماهنگ باشد و امكان ملاحظه الزامات چشم انداز را در برنامه ريزي فراهم نمايد از موضوعات ديگر مورد بحث مقاله است

در پايان گفته مي شود كه    مبحث ديگر كه در اين مقاله بطور خلاصه بدان پرداخته مي شود، چگونگي جريان الزامات كلي چشم انداز مانند

راه چاره بلند مدت، رفع همان كمبودهاي اساسي است مي بايستي كه در طول زمان و در حين تدوين و اجراي برنامه ها بايد انجام گيرد و سير كلي را مرتبا بهبود بخشد ولي راه چاره كوتاه مدت كه البته جزئي از راه كار بلند مدت هم خواهد بود ايجاد هماهنگي بين نهادهاي برنامه ريزي و نهادهاي اجرايي تصميم سازان و تصميم گيران از طريق دست يابي به

-        مفهوم مشترك از مضامين چشم انداز.

-        ارائه مستمر اطلاعات از وضعيت موجود در مقاطعي از برنامه زماني رسيدن به چشم انداز.

-        ارائه اطلاعات مستمر از برنامه هاي تدوين شده هر يك از بخش ها ( عوامل ) در هر مرحله تدوين.

-        ارائه اطلاعات مستمر از پيشرفت هر يك از برنامه ها

-        ارائه اطلاعات مستمر از وضعيت عوامل موثر در چشم اندازها و برنامه ها در سطح منطقه و در سطحح جهان همراه با آينده پژوهي.

 هماهنگي همه عوامل از طريق تفاهم و تعامل و همكاري هاي مشترك همه عوامل براي تحقق چشم انداز، فقط تا حدودي مي تواند نقايص را جبران كند و نبايد ما را از انجام كارهاي بلند مدت تئوريك بازدارد.

                                                           

نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 17:18 | لینک  |