فناورى موجود، محصول مبانى و مفاهيم مادى
امروز تمدن مادىِ تهىشده از بُعد الهى غرب توانسته است با اتكا به مبانى و مفاهيم مادى محصولى همچون فناورى مدرن توليد كند و تمامى زندگى بشر را در حوزه عمل و تفاهم جمعى متحول سازد. اين، حاكى از قدرت علوم و، پيش از آن، مبانى و متدولوژى دانش بشرى است كه طى صدها سال، از توسعه آرام - و در مقاطعى توسعه جهشگونه - برخوردار بوده است. ارباب سياست و علوم و سرمايه بهخوبى توانستهاند از اين توانايى در جهت حاكم كردن نياتِ نهچندان بشردوستانه و خداپرستانه خود سود جويند.
امروز دايره علوم بشرى تا بدانجا گسترده شده است كه در حوزه طراحى صنعتى نيز از حضور روانشناسان و جامعهشناسان استفاده مىشود تا بتوانند راههاى نفوذ در زيبايىشناسى جامعه و تغيير ذائقه عمومى را با هدف رونق بخشيدن به چرخه بسته توليد، توزيع و مصرف اجتماعى بيابند. گرچه شعار سياستپيشگان و علممداران و سرمايهسالاران چيزى جز توسعه رفاه عمومى نيست، پرواضح است كه به علت دور شدن مبانى حاكم بر علوم و فنون بشرى از فطرت انسانى، هر روز انسان خود را در چنبرهاى پيچيدهتر از گذشته احساس مىكند و با تجربه كردنِ هر سطحى از تلذّذ مادى، سطحى بالاتر را طلب مىكند.
انسان امروز بهسان غريقى خسته و تشنه است كه سالها ساحل آرامش واقعى را جستجو كرده است و هر چه از آب دريا مىنوشد، تشنهتر مىشود. بدونشك، آنچه انسان امروز مىنوشد آب است، اما اين نه آن چيزى است كه رفع عطش او كند و لذت سيراب شدن را به وى بچشاند. زمانى كه انسان از اشراب شدن از وحى سرباز زد و به خلق دهها و صدها مكتب خودساخته روى آورد، حتى تصور نمىكرد كه هر لحظه، از آن ساحل امن و اين آب حيات دورتر و دورتر مىشود.
«تغاير مبانى علوم مادى با مبانى توحيدى» را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
