تبليغاتX
فرهنگ نور
وبلاگ شخصی عبدالعلی رضائی

 

كارآمدىِ مفاهيم دينى، ملاك اقامه تمدن الهى‏

 

 

 آنچه در رنسانس و پس از آن اتفاق افتاد حفظ ظاهر توحيد و حذف باطن شريعت بود. دين‏ستيزان قدرت حذف توحيد را نداشته و ندارند، زيرا جريان تكامل تاريخى از دسترسشان خارج است و عنقاى وجودشان را ياراى پرش در اين دامنه رفيع نيست، چه رسد به فتح قله توحيد و تغيير جهت تاريخ. اين اذن از جانب خداوند متعال به اولياى كفر داده شده است تا مجالى براى ايجاد تأخير در تكامل بشرى و رشد جريان تاريخى داشته باشند، اما آنها براى تغيير جهت اساسى تاريخ حتى در چند سده - كه به مثابه لُمحه‏اى از عمر جهان هستى است - ماذون نيستند. آنها با استفاده از اين اذن محدود، شتاب حركت تاريخى را در عالم مسيحيت، اسلام و ساير اديان الهى كند كرده‏اند؛ چه اينكه نوعى ديگر از انحراف در بدو تشكيل اسلام ناب نيز صورت گرفت و جامعه اسلامى در حد خليفه‏محورى تنزل پيدا كرد، در حالى كه همواره مى‏توانست از شمع وجود ولىِّ بر حق الهى و ولايت‏مدارى كسب نورانيت كند. قطعاً اگر همان روند اسلام ناب محمدى تداوم مى‏يافت و مقبوليت اجتماعى با مشروعيت دينى اولياى الهى پيوند مى‏خورد، حتماً امروزه شاهد گسترش تمدن الهى در سراسر گيتى بوديم. ولى اين انحراف صورت گرفت و شتاب حركت توحيدگرايى كه با ظهور بالاترين ظرفيت در دين خاتم در حال عالمگير شدن بود، رو به سكون گذاشت و انسان ديروز و امروز از اقامه تمدن الهى محروم ماند. قطعاً اگر كارآمدى دينى به جامعه جهانى عرضه مى‏شد و با مطامع چند نفر كه داعيه خلافت بر مسلمانان را در سر داشتند تغيير چهره نمى‏داد، حتماً نوبت به انقلاب رنسانس و تمدن مادى نمى‏رسيد. شايد اين سنت الهى است كه انسانها تمام مظاهر باطل را تجربه كنند تا بيش از پيش، به اتقان وحى و كارآمدى آن در زندگى واقف شوند. درحقيقت، ملاك صحت تمدن الهى كارآمدى دينى است؛ لذا اين تمدن بايد داراى جهت‏گيرى دينى با كارآمدى لازم باشد. در اين صورت مى‏توان انتظار داشت جامعه بشرى كه از حاكميت الحاد و التقاط به ستوه آمده است و يا احساس پوچى مى‏كند، از حضور ارزشها و هنجارهاى الهى در جامعه خود استقبال كند؛ امرى كه سالهاست در بسيارى از نقاط حضور تمدن مادى در شرق و غرب كره خاك به‏وضوح به چشم مى‏خورد و با آهنگى مناسب، از ميان شهروندان جوامع مادى يارگيرى مى‏كند. اين حركت مبارك به‏سبب هماهنگى وحى و فطرت، قطعاً روزافزون خواهد شد؛ زيرا برخلاف گذشته، زمينه احياى تمدن الهى با ظهور انقلاب اسلامى، بيش از پيش، فراهم شده است و الگوى ناقصى از آزادى‏خواهى، استقلال‏طلبى و عزت‏مدارى را فراروى بشر گذاشته است تا ديوار بلند يأس از حاكميت الحاد و التقاط شكسته شود و همگان به اين باور برسند كه مى‏توان در فضايى ديگر تنفس كرد و الگوى مديريت متفاوتى را عرضه داد.

 

 

 

نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 19:35 | لینک  |