تبليغاتX
فرهنگ نور
وبلاگ شخصی عبدالعلی رضائی

 

جايگاه دولت در مديريت و برنامهريزي فرهنگي

عبدالعلي رضائي

مقدمه

جايگاه دولت در مديريت بر ساختار اجتماعي و محدوده­ي تصرفات و دخالت­هاي منطقي آن در كليه بخش‌هاي «سياسي, فرهنگي و اقتصادي» جامعه از جمله مباحثي است كه افكار و اذهان انديشمندان و تئوري پردازان علوم سياسي و اجتماعي را به خود جلب كرده و تا كنون نظرات گوناگون را پيرامون آن مطرح كرده­اند. اما آنچه كه ما را بر آن مي­دارد به بررسي اين موضوع بپردازيم,ضرورت هماهنگي و همسويي هرچه بيشتر صاحبنظران و كارشناسان با دولت به عنوان كانون اصلي مديريت و برنامه ريزي فرهنگي كشور است. جامعه اسلامي ما بعد از طي نزديك به سه دهه پرفراز و نشيب محتاج يك تصحيح فرهنگي در ساختارهاي كلان فرهنگ مي‌باشد. «جامعه رشيد جامعه­اي است كه بتواند نيازهاي فرهنگي خويش را در رهگذر حيات و حركت اجتماعي باز شناخته, از تظاهرات و تمايلات كاذب و گذرا تفكيك كند و قدرت پاسخگويي به اين نيازها و بهره گيري از آنها را در جهت رشد و كمال معنوي ومادي دارا باشد. شرط لازم براي تحقق چنين مطلبي آن است كه در هر كشور زمامداران اصول گرا و واقع­گرا بتوانند به منظور همراهي با جريان عظيم و عميق و اصيل فرهنگ در جامعه حداكثر بهره گيري از درياي لايزال اراده و ايمان معنوي والهي مردم به طول هماهنگ و همسو سياستگذاري و برنامه ريزي كرده‌, اهم محورهاي لازم براي اين حركت را تشخيص داده و تعيين كنند.

اما در زمينه­ي مركزيت تصميم گيري و برنامه ريزي در حوزه فرهنگ دو نظريه عمده وجود دارد. نظريه اول معتقد به عدم دخالت نهاد دولت در مديريت فرهنگي است و نظريه دوم اعتقاد به ايفاي نقش موثر دولت و حضور آن در سطح مديريت مسايل فرهنگي دارد.

بنابراين پذيرش هركدام از اين دو نظريه از طرف مسئولين فرهنگي كشور, الزامات و آثار خاصي را به همراه خواهد داشت كه تعيين كننده سازگاري يا ناسازگاري جهت گيري تصميمات با قانون اساسي و سند چشم انداز توسعه بيست ساله به عنوان مظهري از بينش فرهنگ اسلامي و اهداف كلان فرهنگي خواهد بود.



براي مشاهده كامل اين مقاله بر روي " ادامه مطلب  " كليك نمائيد

ادامه مطلب
نوشته شده توسط عبدالعلی رضایی در ساعت 20:41 | لینک  |