<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>فرهنگ نور</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/</link>
<description>وبلاگ شخصی عبدالعلی رضائی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Dec 2009 18:43:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مقاله منتشر شده در روزنامه ایران</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 83px; HEIGHT: 106px&quot; height=181 src=&quot;http://fardanews.com/files/fa/news/1387/3/26/18725_313.jpg&quot; width=153&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 223px; HEIGHT: 329px&quot; height=790 src=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1388/9/23/Iran/4386/Page/12/Iran_4386_12_37143_NewsCut.jpg&quot; width=717&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;-MS-INTERPOLATION-MODE: nearest-neighbor; WIDTH: 211px; HEIGHT: 299px&quot; height=662 src=&quot;http://www.iran-newspaper.com/1388/9/24/Iran/4387/Page/12/Iran_4387_12_37366_NewsCut.jpg&quot; width=723&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Dec 2009 18:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحول علوم انسانی پیش نیاز مهندسی تمدن اسلامی</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>دکتر عبدالعلی رضایی/بخش اول و دوم/روزنامه ایران/۲۳/۹/۸۸  ،  ۲۴/۹/۸۸&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علوم انسانی متداول در دانشگاه‌ها فاقد مبانی الهی و نگاه معنوی به انسان و جهان است و آنچه که به عنوان علوم انسانی در حوزه‌های علمیه شکل گرفته، مجموعه توصیفات کلی و فردی با گرایش اسلامی است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما نیاز امروز ما به علوم انسانی، نیاز به مفاهیم اجتماعی اسلام از انسان در حوزه تنظیم روابط و نظامات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی می‌باشد. بنابراین در حوزه مفاهیم علوم انسانی در سه بخش مفاهیم ارزشی، فلسفی و کاربردی نیازمند تحول و تعریف صحیح از انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، روانشناسی، مدیریت، سیاست، فرهنگ، اقتصاد، هنر و... مبتنی بر آموزه‌های ناب دینی هستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;علوم انساني نقش اساسي و ويژه‌اي را در مهندسی و مدیریت تمدن اسلامي دارد، زيرا انسان به عنوان كانون آفرينش و به عنوان موجودي خلاق، داراي اختيار و متصرف در كائنات نقش غير قابل انكار و تعيين كننده‌اي را در معارف ديني به خود اختصاص داده است. پرداختن به جايگاه علوم انساني از اين منظر مي‌تواند گره‌گشاي مسائل پيش رو در تمدن‌سازي ديني باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از طرفی توجه به پیامد‌ها و مخاطرات استفاده از علوم انسانی غربی در نظام‌سازی و حکومت دینی، ما را بر آن می‌دارد که در فرآیند طراحی و مهندسی فرهنگی و تهیه نقشه جامع علمی کشور به این مسئله با حساسیت ویژه‌ای برخورد نمايیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مقام معظم رهبری در بیانات متعددی نیاز جامعه اسلامی به علوم انسانی مبتنی بر دین و پرهیز از استفاده از علوم انسانی غربی در مهندسی و مدیریت نظام اسلامی را متذکر شده‌اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ما علوم انسانى‌مان بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب مبتنى بر جهان‌بينى ديگرى است؛ مبتنى بر فهم ديگرى از عالم آفرينش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادى است. خوب، اين نگاه، نگاه غلطى است؛ اين مبنا، مبناى غلطى است. اين علوم انسانى را ما به صورت ترجمه‌اى، بدون اين كه هيچ گونه فكر تحقيقى اسلامى را اجازه بدهيم در آن راه پيدا كند، مي‌آوريم در دانشگاه‌هاى خودمان و در بخش‌هاى مختلف اينها را تعليم مي‌دهيم؛ در حالى كه ريشه و پايه و اساس علوم انسانى را در قرآن بايد پيدا كرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; بسيارى از مباحث علوم انسانى، مبتنى بر فلسفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايى هستند كه مبنايش ماديگرى است، مبنايش حيوان انگاشتن انسان است، عدم مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، اين علوم انسانى را ترجمه كنيم، آنچه را كه غربى‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها گفتند و نوشتند، عيناً ما همان را بياوريم به جوان خودمان تعليم بدهيم، در واقع شكاكيت و ترديد و بى‌‌‌‌‌‌‌‌‌اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزش‌هاى خودمان را در قالب‌هاى درسى به جوان‌ها منتقل كنيم؛ اين چيز خيلى مطلوبى نيست. اين از جمله‌‌ چيزهايى است كه بايستى مورد توجه قرار بگيرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مشکل علوم انسانی از دو منظر قابل بررسی است. علوم انسانی رسمیت یافته در دانشگاه‌ها فاقد مبانی الهی است و علوم انسانی تولد یافته در حوزه‌های علمیه مجموعه توصیفات کلی، فردی با گرایش اسلامی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اما نياز امروز ما به علوم انساني اسلامی، نياز به مفاهيم اجتماعي اسلام از انسان در حوزه تنظیم روابط و نظامات سياسي، فرهنگي و اقتصادي است. اين نياز جديد جامعه اسلامي در علوم انساني برخاسته از تفكر سكولار غرب قابل تأمين نيست و هر آنچه به عنوان ميراث گذشته در اختيار داريم، یک سری مفاهیم کلی فردی و غیر کاربردی است که كفايت لازم براي مهندسي تمدن اسلامي را ندارد. لذا محتاج يك نهضت علمي و نرم‌افزاري براي دستيابي به افق‌هاي جديد علم و توليد علوم از جمله علوم انساني اسلامی می‌باشیم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 14 Dec 2009 21:12:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انقلاب فرهنگى، رهايى از تناقض عقيده و عمل‏</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;IMG height=152 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/20h7xi8.jpg&quot; width=192 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;عبدالعلی رضائی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;FONT color=#003366&gt;انقلاب فرهنگى، رهايى از تناقض عقيده و عمل‏&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT color=#666666&gt;امروزه نوعى رفتار شبه‏متناقض و پارادوكسيكال اجتماعى در رفتار جامعه اسلامى ايران طرح مى‏شود كه پرچمدار تفكر اجتماعى دينى محسوب مى‏شود. تئورى‏پردازان و نخبگان سياسى، فرهنگى و اقتصادى جامعه مى‏بينند كه بسيارى از موضوعات اجتماعى از بانك و بيمه گرفته تا آسمان خراش و رايانه، در فضايى متفاوت با پيش‏نيازها و اصول موضوعه‏هايى ديگر، طراحى و توليد و به‏عنوان يك محصول از هزاران فرآورده تمدن مادى به جامعه‏اى‏&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#666666&gt; شبيه جامعه ايران وارد شده است؛ اما چون پس از پيروزى انقلاب مبارك اسلامى، بنابر اين بوده و هست كه احكام موضوعات اجتماعى ابتدائاً از متن قرآن و سنت استخراج شود و پس از ارزيابى آنها توسط خبرگان و كارشناسان دينى و حداقل عدم‏اثبات مخالفت اين احكام با شرع مقدس، به‏صورت يك قانون به تصويب برسند، عملاً تصميم‏گيران نظام در بسيارى از موارد به اين نتيجه رسيده‏اند كه جز با تمسّك به احكام ثانويه و استدلال به وجود اضطرار و مصلحت اجتماعى، نمى‏توان اجازه حضور اين موضوعات وارداتى را در جوامع مسلمان تجويز كرد. پس فضاى پيدايش موضوعات اجتماعى كاملاً متفاوت با فضاى استنباط احكام عمل فردی است؛ اما چون نبايد امر معاش مردم تعطيل شود و جامعه اسلامى به ناكارآمدى يا مخالفت با مظاهر فناورى مادى متهم شود، معادله وسط در اين ميان (كه با شرع و عقل در حالت اضطرار نيز همخوانى دارد) به پذيرش حضور اين موضوعاتِ بعضاً نامأنوس در جامعه اسلامى معنا مى‏شود؛ همان جامعه‏اى كه از فضايى كاملاً متفاوت با بستر زايش و رويش محصولات مادى برخوردار است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;    اين معادله كه به قيمت چشم‏پوشى از بسيارى از احكام اوليه و تمسك به احكام اضطرار و امثال آن تمام شده است دست متوليان مديريت را در سطح كلان باز گذاشته است تا با برقرارى نوعى آشتىِ ولو مقطعى بين موضوعات مادى وارداتى و احكام الهى ايجاد كنند. طبيعى است در اين فضا، برنامه‏ريزان اقتصاد اسلامى مجبورند پديده‏اى مانند بانك را به عقودى همچون مضاربه، مساقات، مشاركت، اجاره و غيره تقطيع و تعريف كنند و چون حكم هر يك در اسلام روشن است، حكم كل (يعنى بانك) نيز در نظام بانكدارى اسلامى بدون ربا معلوم خواهد شد! يا اگر طراحى سازه‏ها و معمارى ساختماهاى مدرن حكم كند كه مسئله‏اى همچون حفظ عفت اجتماعى و ملاحظه مؤلفه‏اى همچون اندرونى و بيرونى به يك امر دست دوم تبديل شود و از قِبَلِ آن هزاران حرام ناخواسته بر حريم خانه‏ها سايه‏افكن شود، عملاً دست كارشناسان و مجتهدان نظام اسلامى بسته خواهد شد تا حكمى ديگر متناسب با فضاى حاكم بر نظام ارزشى اسلامى ارائه دهند؛ زيرا در آن صورت چگونه مى‏توان مشكل دههاساله مسكن را با ضريب رشد جمعيت جامعه مرتفع كرد؟! از اين رو جمع بين آن نوع موضوعات وارداتى با اين چنين احكام اجتماعى - كه به نوعى با شرع مقدس پيوند خورده است - نوعى تناقض سنگين را بر نظام اسلامى تحميل مى‏كند كه رفع آن تنها از دو راه امكان‏پذير است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt; 1- دست‏شستن از بخش وسيعى از آرمانهاى انقلاب اسلامى و انحلال در نظام مادى؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt; 2- تحقق شعار جنبش نرم‏افزارى يا انقلاب فرهنگى (به معناى واقعى كلمه) و توليد نرم‏افزار و سخت‏افزار متناسب با فضاى حاكم بر نظام اسلامى.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;    طبعاً راه اول منتفى است و دولت و ملت ايران اسلامى به آن تن نخواهند داد. اما راه دوم بهترين گزينه و البته سخت‏ترينِ آنهاست. تنها در اين صورت مى‏توان از مهندسى تمدن اسلامى سخن گفت و مجراى جريان احكام الهى را در بسترى امن ايجاد كرد. تنها در اين صورت مى‏توان بين شرع مقدس و نظام مديريت اجتماعى پيوند برقرار كرد. تنها در اين صورت مى‏توان نظام گزينش و توزيع مناصب اجتماعى را براساس ارزشهاى الهى تعريف كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;    تنها در اين صورت مى‏توان از تمسك ناخواسته به احكام روابط فردى براى پاسخگويى به موضوعات ادارى و سازمانى پرهيز نمود و بين مديريت دينى و فردى در عرصه اجتماعى خلط نكرد و تناسب نظام اجرايى را نهادينه و از الصاق ناهمگون شريعت بر پيكره معيشت در دو فضاى متفاوت جلوگيرى كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;  بايد باور كرد كه انقلاب اسلامى ايران امروز مكان رزق معنوى ويژه‏اى است كه به بسيارى از امم سابق و لاحق ارزانى نشده است؛ و البته اين رزق مادامى تداوم خواهد يافت كه درد دين به‏عنوان مهم‏ترين دليل براى عطاى اين هديه آسمانى، از جامعه رخت برنبندد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;    بايد باور كرد كه از زمان پيدايش نظام نوپاى اسلامى تا تحقق آرمانشهر اسلامى، راهى طولانى وجود دارد و اين راه جز با تأسيس يك مدل انتقال كه بر پايه شناخت كامل از دو وضعيت موجود و مطلوب باشد پيموده نخواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;    در واقع اين مدل بايد از چنان جامعيتى برخوردار باشد كه بتواند دوران گذر از گردنه‏هاى اضطرار و اضطراب جامعه را به‏خوبى تعريف كرده براى پشت سر گذاردن اين سيرِ رو به رشد، سيمايى روشن از حضور «نقطه صفر» در وضعيت موجود تا تحقق «نقطه صد» در وضعيت مطلوب عرضه كند. بديهى است كه در اين مسير دشوار نيز بايد منازلى از تكامل اجتماعى براى كاستن از كژيهاى موجود و درك مرتبه بالاتر به‏وضوح ترسيم كرد. لذا مدل انتقال بايد ضرايب مربوط به جايگاه هر منزل را در ابعاد مختلف سياسى، فرهنگى و اقتصادى به‏دقت تعريف كند تا جامعه نيمه‏مادى امروز را كه سوداى دينى در سر دارد، در كم‏ترين زمان و با اندك هزينه‏اى به جامعه‏اى آرمانى تبديل كند؛ همچون يك تيم ورزشى كه در منطقه‏اى گرم و خشك زندگى مى‏كند و براى يك رويارويى مهم و سرنوشت‏ساز بناست در فضايى خنك و مرطوب با تيمى آماده مسابقه دهد. طبيعى است براى آماده كردن بدن ورزشكاران تيم، بايد در برنامه غذايى، استراحت و تمرين آنها تجديد نظر شود و حتى در صورت امكان نيز آنها را به محيطى مشابه با محيط مسابقه فرستاد تا در آن فضا به تنفس و تمرين بپردازند. تمامى اين تمهيدات براى يك تيم ورزشى كه شكست احتمالى آنها نيز تأثيرى در روند تكامل تاريخى جامعه نخواهد گذاشت امرى ضرورى است. حال آيا براى جامعه‏اى كه قرار است از فضاى موجود به فضايى مطلوب منتقل شود و الگوى اصلاح ديگران نيز باشد اين مدل ضرورى نيست؟! اگر بلى، چه تمهيداتى براى تأسيس اين مدل بايد انديشيده شود؟ اگر در آنجا موضوعِ تغيير فيزيك بدنِ اعضاى تيم، برنامه‏ريزى و رويكرد جديد مسئولان ورزشى را طلب مى‏كرد، آيا نبايد براى ايجاد تغيير در حسِّ زيبايى‏شناسى جامعه كه بناست ذائقه افراد در مورد چرب و شيرين دنيا تغيير كند و مردم نوعى ديگر از زندگى اجتماعى را تجربه كنند، برنامه‏ريزى مناسب صورت گيرد؟ آيا اين مهم جز با طراحى يك مدل انتقال اجتماعىِ برخوردار از كارآمدى و جامعيت لازم امكان‏پذير است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Oct 2009 11:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه تحلیلی دفتر فرهنگستان علوم اسلامی قم پیرامون تحول در علوم انسانی</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://kurdrojh.com/files/data/upimages/369.jpg&amp;imgrefurl=http://entekhabat-arak.blogfa.com/&amp;usg=__Sn1H8j96RiU03SMVMAcVFxGBmRM=&amp;h=266&amp;w=400&amp;sz=78&amp;hl=fa&amp;start=1&amp;um=1&amp;tbnid=GHCiEtnXm6z5GM:&amp;tbnh=82&amp;tbnw=124&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A8%25DB%258C%25D8%25A7%25D9%2586%25DB%258C%25D9%2587%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DG%26um%3D1&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;BORDER-RIGHT: 1px solid; BORDER-TOP: 1px solid; BORDER-LEFT: 1px solid; BORDER-BOTTOM: 1px solid&quot; height=82 src=&quot;http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:GHCiEtnXm6z5GM:http://kurdrojh.com/files/data/upimages/369.jpg&quot; width=124&gt;&lt;/A&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;ضرورت ها و راهبردهاي تحول در علوم انساني&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;
&lt;DIV class=body style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot; align=center&gt;&lt;BR&gt;بحران هاي جهاني، وقایع اجتماعي سياسي ايران اسلامي و سخنان حکيمانه رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي) پيرامون خطرات علوم انساني و اجتماعي غربي، از سويي هشداري جدي نسبت به عواقب نفوذ علوم انساني و اجتماعي غربي در اذهان نخبگان و روشنفکران جامعه اسلامي و از سويي ديگر، نويد بخش دوره‌اي نو و چشم اندازي اميدآفرين در زمينه حرکت جمعي به سمت توليد علم بومي و اسلامي است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دفتر فرهنگستان علوم اسلامي قم که در طي سه دهه گذشته با محوريت انديشه‌هاي متفکر فرزانه استاد حجت الاسلام و المسلمين سيد منيرالدين حسيني(ره) تلاش هايي را در اين زمينه انجام داده است، برخود وظيفه مي‌داند که اشاره‌وار به تحليل فرهنگي اين مسئله مهم بپردازد و راهکارهايي نيز براي پيشبرد موضوع ارائه نمايد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,0,205)&quot;&gt;الف) انقلاب اسلامي و ضرورت تحول در علوم انسانی&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تاريخ بشريت همواره شاهد درگيري و صف بندي جبهه كفر در برابر جبهه‌ی حق و فضيلت به پرچمداري انبياء و اولياء الهي بوده است، به نحوي که مي‌توان روند رشد، توسعه و تکامل جوامع و پيدايش و افول تمدن‌ها كه شامل گستره‌اي وسيع از انديشه‌ها، انگيزه‌ها و ساختارهاي اجتماعي تا علوم، فنون، صنايع و محصولات عيني زندگي است، ابر محور همين نبرد تاريخي تحليل و دسته‌بندي كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تمدن غرب نيز در سده‌هاي اخير با کنار گذاشتن دين از صحنه‌ی حيات اجتماعي انسان و با تکيه بر «خرد جمعي خودبنياد» به تغيير و تصرف در طبيعت و انسان پرداخته و توليد علم و تکنولوژي و نيز مديريت توسعه اجتماعي را بر همين مبنا سامان داده است و با شتاب سرسام آوري در مسير زميني كردن انسان و قدسي‌زدايي از حيات اجتماعي به پيش مي‌رود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين تمدن كه بر اساس ماهيت استيلا جويانه و استكباري خود به دنبال ايجاد سيطره بر تمامي ابعاد و شؤون حيات بشر بود به تدريج و در طول چند قرن در تمامي حوزه‌هاي حيات فردي و اجتماعي انسان نفوذ كرد. روياي جهاني سازي مدرنيته، خوابي است که سردمداران و انديشمندان غربي در ادامه‌ی توسعه‌ی تمدني خود براي بشر معاصر ديده بودند، به شکلي که هر دين، آيين، فرهنگ و زيست بومي غير از آنچه غرب به رسميت مي‌شناسد، بايد مورد هجمه قرار گیرد و در دستگاه هاضمه غرب مدرن به عنوان فرهنگ برتر هضم شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از آنجا که «بهره‌وري مادي افزون‌تر» مبناي اصلي جهان‌نگري غربي را تشکيل مي‌داد، طبيعي بود که اخلاق و معنويت را به عنوان ابزار، در اختيار بهره‌وري مادي قرار دهد، لذا در پی آن به تدريج مکاتب اخلاقي جديدي شکل گرفت که توجیه‌گر زندگی فن‌سالارانه و لذت جويي حداکثري قرار گرفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما به موازات اين افزايشِ قدرت ظاهري بشر در تصرف طبيعت و ايجاد يك تمدن نوين، به مرور عدم تناسب منظومه‌ی دستاوردهاي اين تمدن با نيازهاي فطري و حقيقي انسان، عوارض و تناقضات دروني آن را آشکار ساخت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در چنين شرايطي بود که پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 فصل نوینی را در تقابل تاريخي حق و باطل پدید آورد. انقلاب اسلامي و رويش جمهوري اسلامي ايران از دل آن، خيزشي معنوي در مقياس جهاني بود و اميد به برپايي تمدني نوين بر پايه‌ی عدالت و معنويت را در قلوب مستضعفان و مؤمنان عالم زنده كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;انقلاب اسلامي با گذشت سي سال از آغاز اين هماوردي، در عرصه‌ی سياسي و صدور و تثبيت آرمان هاي خود در جهان موفقيت‌هاي بسياري كسب نموده و در آستانه‌ی ورود به درگيري همه جانبه‌ی فكري و فرهنگي با تمدن غرب است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ضرورت توجه به این موضوع در آغازين سالهاي پيروزي انقلاب نيز توسط بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي به بيانات متعدد و با عنوان انقلاب فرهنگي مورد تأييد اين چنين قرار گرفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«خروج از فرهنگ بدآموز غربي و نفوذ و جايگزين شدن فرهنگ آموزنده‌ی اسلامي- ملي و انقلاب فرهنگي در تمام زمينه ها در سطح كشور، آن چنان محتاج تلاش و كوشش است كه براي تحقق آن، ساليان دراز بايد زحمت كشيد و با نفوذ عميق و ريشه‌دار غرب مبارزه كرد.»(صحيفة نور، جلد هفدهم ص 322 (22/11/1361))&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چنانچه پس از حضرت امام خمینی(ره) رهبر فرزانه‌ی انقلاب نیز در موارد متعدد با طرح موضوعاتي چون تهاجم فرهنگي، توليد فكر، آزاد انديشي و نظريه پردازي، اسلامي شدن دانشگاهها، ناتوي فرهنگي، جنبش نرم‌افزاري و نقشه‌ی جامع علمي كشور در ميان مسئولان و نخبگان كشور بر ضرورت اين تحول علمي فرهنگي از زواياي متفاوت تأكيد نموده‌اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تلاش و تكاپوي جامعه‌ی علمي و فرهنگي كشور در طول سه دهه‌ی گذشته هر چند ثمراتي داشته است، اما به دلايل متعدد و بر اثر موانع و اشكالات متنوع هرگز به حرکتی فراگیر و اثربخش تبدیل نشده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;امروز نيز كه حركت در اين مسير صعب در آستانه خيزشي دوباره قرار گرفته يكي از مهم‌ترين موانع جدي آن اعتقاد طيفي از نخبگان به الگوي مدرنيته اسلامي در پيگيري اهداف انقلاب اسلامي و توسعه‌ی اجتماعي است. اين ديدگاه كه ريشه‌هاي آن به سال هاي آغازين هجمه‌ی غرب مدرن به جهان اسلام و به چالش كشيده شدن تفكر اسلامي باز مي‌گردد با نفي در هم تنيدگي اجزاء تمدني غرب معتقد است مطلوب و حتي تنها راه مقدور در مديريت توسعه‌ی جوامع اسلامي، تركيب كردن علم و تكنولوژي غرب با اخلاق، ارزش ها و فرهنگ اسلامي- ايراني و ساختن جامعه‌‌اي بر اين دو پايه‌ي ناهمگون است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين تفكر بدون توجه به رسوخ مباني ارزشي و فرهنگ و فلسفه‌هاي حسي در بطن علوم و دستاوردهاي علمي و تكنولوژيك غرب با نگاهي سطحي به بهره‌برداري بي قيد و شرط، حداكثري و بدون الگوي مشخص از دانش‌هاي مدرن مي‌پردازد و توجهي به رابطه‌ی آن با ناهنجاريهاي توليد شده سياسي، اقتصادي، اجتماعي و بحران هاي هويتي و استحاله‌ی آرام فرهنگي بر آمده از آن ندارد و در نهايت نيز به دليل درك تعارض‌هاي ميان روند توسعه‌ی تعريف شده با برخي مباني ارزشي و فرهنگ اسلامي، روز به روز به سمت بازخواني آن مباني و ارائه تفسيري جديد و خنثي از معارف و ارزش هاي اسلامي در برابر مدرنيته متمايل‌تر خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;البته بايد توجه داشت كه معناي نقد اين تفكر آن نيست كه نمي‌توان يا نمي‌بايست از مظاهر تمدن مدرن به سمت تحقق تمدن اسلامي استفاده کرد، بلکه می‌توان مجموعه‌ی دستاوردهاي غرب را در فرهنگ و تفكر اسلامي منحل کرد و این البته همان کاری است كه غرب نيز با پيشينه و دستاوردهاي تمدن اسلامي در سده‌هاي دورتر انجام داده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جايگاه برجسته علوم انساني و اجتماعي در مقايسه با ساير دستاوردهاي علمي و تكنولوژيك غرب، در روند تحولات تمدني و مديريت توسعه‌ی اجتماعي بر كسي پوشيده نيست. حتی توفیق آنها در علوم پایه، مهندسی، پزشکی و... و نیز فن‌آوری های وابسته به آن، مرهون مهندسی و مدیریت انسانی می‌باشد که خود محصول به کارگیری علوم انسانی است. همين نقش محوري سبب شده تا غرب نوعي انحصار گرايي علمي در محدوده‌ی علوم انساني و اجتماعي ايجاد نمايد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درك تعارضات جدي آنها با مباني اسلامي از يك سو و توجه به ناكارآمدي آنها در كنترل بحران هاي متعدد جهاني در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي و به ويژه فرهنگي و اخلاقي غرب، در كنار عدم قدرت پيش بيني، كنترل و هدايت درست مسائل و نيازهاي داخلی كشور و كشاندن نظام به سمت چالش هاي اجتماعي از سوي ديگر، شواهدي است كه از اولويت ضرورتی قطعي و غير قابل اغماض به نام «تحول علوم انساني و اجتماعي» در شرايط كنوني حکایت مي‌نمايد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از این‌رو، انقلاب اسلامي كه مدعي جمع بين «عدالت، معنويت و توسعه» در مقياس جهاني است، در آغاز دهه‌اي كه به نام پيشرفت و عدالت نامگذاري شده است، بايد هر چه سريع تر قدرت تئوريزه كردن آرمان خود را از طريق توليد مفاهيم تخصصي و نظريات راهبردي در حوزه‌ی علوم انساني و اجتماعي -كه سنگ بناي مهندسي توسعه‌ی ایرانی اسلامی است- كسب نمايد تا بتواند در اين مصاف تمدني گام‌های بعدی خود را در حوزه‌ی فرهنگ، علم و انديشه، و سپس ساير حوزه هاي متعلق به جامعه‌پردازي و تمدن‌سازي به بهترين وجه بردارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,0,205)&quot;&gt;ب) راهبردهاي تحول در علوم انساني و اجتماعي&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پی‌گیری و تحقق آرمان بلند تحول در علوم انساني و اجتماعي در شرايط كنوني كشور به دلیل وجود سرمايه‌هاي عظيم انساني در حوزه و دانشگاه و درک عمیق‌تر وگسترده‌تر نخبگان براي پيگيري موضوع، نسبت به گذشته سهل‌تر و نزديك‌تر مي‌نمايد، اما در عین حال نيازمند راهبردهايي است كه به برخي از آنها اشاره مي‌نماييم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(199,21,133)&quot;&gt;ـ محتواي تحول: &lt;/SPAN&gt;ضروري است تا تحول علوم انساني و اجتماعي ابتدا در لايه‌ی «روش تحقيق» و مبتني بر آن در لايه‌ی «فرهنگ و فلسفه» و سپس در لايه‌ی «گزاره‌ها و نظريه‌ها» پي‌گيري گردد. بديهي است با محدود شدن تغییر به سطح گزاره‌ها و نظريات و حتي توقف آن در سطح فرهنگ و فلسفه و غفلت از تحول در روش تحقيق و منطق حاكم بر توليد مفاهيم و نظريات و عدم دستيابي به نظام روش تحقيق در جهت توليد هماهنگ علوم و اطلاعات مورد نياز جامعه، تحولي با عمق و گستره‌ی مطلوب واقع نخواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(199,21,133)&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(199,21,133)&quot;&gt;ـ سازمان تحول:&lt;/SPAN&gt; شبکه علمی ملی در تحول علوم انسانی با استفاده فعال از ظرفیت نهادها، تشکلها و افراد حقیقی در حوزه و دانشگاه با حمایت و هدایت شورای عالی انقلاب فرهنگی و دستگاههای اجرایی ذیربط، ساختار پیشنهادی این تحول می‌باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ساختار شبکه‌اي امکان مديريت فراگیر و غیر متمرکز فرآيند توليد علم را فراهم نموده و هماهنگي را افزايش خواهد داد. علاوه بر آن جلوگيري از فعاليت‌هاي موازي و امکان ساماندهي به انواع فعالیت‌های علمی ازجمله پايان نامه‌ها و مقالات و... از ديگر مزاياي راه اندازي شبکه علمي و فرهنگي و مديريت تحقيقات از طريق شبکه است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(199,21,133)&quot;&gt;ـ برنامه تحول:&lt;/SPAN&gt; برنامه‌ی پيشنهادي براي ايجاد تحول در سه گام ضروري ذيل قابل پيگيري است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در &lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,100,0)&quot;&gt;گام نخست&lt;/SPAN&gt; ضروري است تا از طريق ايجاد «نهضت نقد و ارزيابي علوم انساني و اجتماعي» در سطح دانشگاهها به تقويت احساس خود باوري و انگيزه توليد نظريات علمي اسلامي و بومي در ميان اساتيد و دانشجويان پرداخت. برای این منظور لازم است از طریق تولید و به کارگیری نرم‌افزار نقد و ارزیابی علوم انسانی و اجتماعی ماهيت بحران‌زای اين علوم و تعارضات زيربناهاي آن با مباني انديشه‌ی اسلامي شفاف گردد و در پی آن از طريق برگزاري مناظره، سخنراني و همايشهاي علمي و فرهنگي، نگاه مطلق‌گرایانه و خوش‌ بينانه نسبت به نظريات علمي غربي تغییر یابد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در &lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,100,0)&quot;&gt;گام دوم&lt;/SPAN&gt; ضروري است تا پس از ایجاد بستر لازم برای تولید ديدگاهها و انديشه‌هاي جديد، از طريق برپايي كرسي‌هاي نظريه‌پردازي به ارزیابی آنها پرداخت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در &lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: rgb(0,100,0)&quot;&gt;گام سوم&lt;/SPAN&gt; نيز بايد بستر سازي مناسبي صورت پذيرد تا نظريات توليد شده پس از ارزيابي نظري مورد بهره‌برداري مراكز علمي آموزشي و برنامه ريزي كشور قرار گيرد و سپس با محك تجربه، كارآمدي عيني آن نيز اثبات گردد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در پايان، خاطر نشان مي‌گردد كه دفتر فرهنگستان علوم اسلامي قم به بركت فضاي مساعد بر آمده از انقلاب اسلامي در سه دهه گذشته موفق شده است تا با پايه گذاري «فلسفه شدن اسلامي» به عنوان پايگاه «سنجش عقلي دين محور» به موضوع فلسفه و روش علوم به صورتي مبنايي بپردازد و از اين رو، آمادگي دارد تا در اين نهضت علمي بضاعت خود را در معرض نقد، ارزيابي و سپس بهره‌برداري جامعه علمي كشور قرار دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اميد است خداوند متعال به همه‌ی مجاهدان جبهه‌ی علمي و فرهنگي انقلاب اسلامي، توفيق خدمتگزاري و تلاش بيش از پيش در مسير تحقق تمدن نوين اسلامي را عطا فرمايد.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 Sep 2009 20:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشروعیت و مقبولیت ؟</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P align=left&gt; &lt;IMG height=158 alt=&quot;مشروعیت و مقبولیت ؟؟؟&quot; hspace=0 src=&quot;http://nakhostinnews.com/manager/images/maghalat/71.jpg&quot; width=157 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;STRONG&gt;عدم انفكاك مشروعيت از مقبوليت اجتماعى‏&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; امروزه نظامهاى دينى - به‏ويژه جمهورى اسلامى ايران كه سلسله‏جنبان احياى تمدن الهى در قرن جارى است - اگر به‏خوبى به توليد علم و نهايتاً شيوه توزيع و مصرف آن توجه نكنند، بدون‏شك در تحقق شعار «احياى جنبش نرم‏افزارى اسلامى» ناكام خواهند ماند. اندكى تأمل در روند حاكم بر توليد علوم مادى ما را به اين نتيجه مى‏رساند كه پيدايش و توسعه يك علم از نظريه‏پردازى و توليد يك تئورى آغاز مى‏شود. رفته‏رفته با شيوه آزمون و خطا و تمسك به روش آزمايشگاهى و ميدانى، اين تئورى رد يا اثبات مى‏شود و در صورت تأييد و طى مراحلى ديگر، آن نظريه به‏صورت يك اصل علمى به جامعه خواص عرضه مى‏شود. گرچه تا اين مرحله، علم توليد شده است، مرحله توزيع و مصرف آن نيز تنها با اجتماعى شدن و پذيرش آن در جامعه مصرف امكان‏پذير خواهد بود. لذا كم نيستند تئوريهايى كه با طى مراحل لازم به‏صورت يك علم درآمده‏اند، اما چون به هر دليلى، به تفاهم و پذيرش اجتماعى نرسيده‏اند، عملاً اين تلاش علمى ناكام مانده است. تنها در صورتى كه اين مرحله نيز طى شود، توليد محصول به‏صورت انبوه از طريق فناورى و بر پايه همان نظريات، داده‏ها و اطلاعات صورت خواهد گرفت. اصولاً پذيرش اجتماعى در هر دو بعد نرم‏افزار و سخت‏افزار - و نهايتاً كالاى توليدشده - در عصر انفجار اطلاعات، از نقش غيرقابل‏انكارى برخوردار است، تا جايى كه اگر صحت نظريه و يا اصل علمى نيز در محافل خاص اثبات شود و بر آن اساس، كالاى مشخص نيز توليد شود مادامى كه تفاهم اجتماعى را با خود همراه نبيند، در عرصه مصرف عمومى با مشكل همراه خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; اين راهى است كه تمدن الهى نيز بايد بپيمايد؛ گرچه شيوه پژوهش و توليد علم در آن به‏گونه‏اى متفاوت تعريف مى‏شود. دين خاتم(ص) عصاره تمامى اديان الهى و صورت تكامل‏يافته آنهاست؛ اما اين گوهر تابناك نتوانسته است در مهد تمدن الهى، تلألو خوبى داشته باشد. اصولاً زمينه لازم براى استمرار اين تمدن فراهم نشد و خواص جامعه نتوانستند، به دلايل مختلف، تمدنى شبيه ساختار موجود مادى بنا كنند. لذا انديشه، هر اندازه زيبا و نورانى هم كه باشد، مادام كه زمينه تحقق در جريان عينيت پيدا نكند و به تفاهم اجتماعى نرسد، نمى‏تواند در عرصه عمل، عرض اندام كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    به بيان ساده‏تر، «مقبوليت اجتماعى»، بسترى براى ظهورِ عينىِ «مشروعيت دينى» است. تفكيك اين دو از يكديگر قابل‏دفاع نيست، اگرچه ادعا شود كه امكان‏پذير است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    پس، صِرفِ بيان حق كافى نيست. اثبات كارآمدى در جهت توسعه تعبد، لازمه اثبات حقانيت كلام وحى است. در غير اين صورت، تفاهم و پذيرش جمعى ممكن نخواهد شد و بشر به واسطه سهل بودن راه ناصواب، شيوه ديگرى براى زندگى فردى و اجتماعى خويش برخواهد گزيد. اگر كارآمدى نظام دينى و مفاهيم وحى در عرصه عينى اثبات نشود، حتى انسانِ مسلمان نيز دغدغه‏اى براى جريان دادن كلام وحى در نظام معيشت خود احساس نخواهد كرد. از همين جاست كه در برحه‏هايى از زمان، نوعى نفاق ناخواسته بر رفتار اجتماعى مسلمانان در نظامهاى دينى حاكم شده و عملاً نوعى گسل ميان اعتقاد و عمل ايشان ايجاد شده است. اندكى بازنگرى منصفانه در زندگى اجتماعى خود در زمان كنونى احتمالاً چنين نتيجه‏اى را به ذهن متبادر خواهد كرد. براى جامعه اسلامى زيبنده نيست كه در اعمال فردى همچون نماز، روزه و حج به‏سان يك مسلمانِ معتقد عمل كند، اما در رفتارهاى اجتماعى، نوعى شرك پنهان و پرستش توأمانِ خدا و شيطان را سرلوحه خود قرار دهد. اگر پرستش امرهاى همه‏جانبه است، كه چنين است، ديگر تبعض صفقه اعتقادى و «نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ» معنا ندارد. يا پرستش، پرستش خدا در تمامى زمينه‏هاست، حتى بُعدِ اجتماعى؛ و يا پرستش، پرستش هوى در تمامى زمينه‏هاست، حتى بعد فردى؛ از اين‏رو نه اين كلام پسنديده است كه «دين رابطه بين فرد با خالق است و دخلى به امور اجتماعى ندارد» و نه اين بيان شايسته است كه «دين تماماً ناظر به امور اجتماعى است و دخلى به رابطه فردى مخلوق با خالق خويش ندارد». گرچه طرف‏داران صورت دوم اين قضيه، بسيار اندك‏اند، اما در عوض، طرف‏داران صورت اول كه درصدد انزواى دين در عزلت دير و صومعه‏اند، بسيار فراوان‏اند و از هر قشرى مى‏توان در ميان آنها يافت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; طبعاً هر دو نظر بر سبيل صواب نيست و نوعى افراط و تفريط در مورد دين و نقش آن در هدايت فرد و جامعه قلمداد مى‏شود؛ زيرا نمى‏توان مناسك پرستش را به امور فردى محض يا امور اجتماعىِ صرف، محدود كرد. گرچه اكثر احكام و معارف الهى ناظر به روابط اجتماعى است، هيچ‏گاه اسلام از روابط فردى خالق و مخلوق نيز غفلت نكرده است. قطعاً در اين ميان متغير اصلىْ روابط اجتماعى است، نه فردى. اما در كلام وحى، هر يك به قدر خود مورد توجه قرار گرفته است. اگر غير از اين تصور كنيم، آنگاه همچون اهل افراط و تفريط در زمان كنونى، يا نظام اسلامى را به توسعه مناسك پرستش به حوزه روابط اجتماعى متهم مى‏كنيم و زبان به نقد مى‏گشاييم كه: اسلام را با احكام اجتماعى كارى نيست؛ يا اين نظام را به ناكارآمدى متهم كرده از تحقق ابتدايى‏ترين شعارهاى انقلاب اسلامى زبان به شكوه باز مى‏كنيم! متأسفانه هر دو نوع تحليل بر زبان برخى از خواص جامعه اسلامى نيز جارى شده است. در اين حالت، نظام اسلامى يا به زياده‏خواهى متهم مى‏شود يا به ناكارآمدىِ آشكار.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    به نظر مى‏رسد مادامى كه حدود مناسك پرستش در اسلام بازخوانى نشود و متغير اصلى در اين بين بازبينى نگردد، كماكان بايد شاهد ارائه اين گونه تحليلها از سوى كسانى باشيم كه تا ديروز از طرف‏داران حاكميت نظام دين محسوب مى‏شدند. البته اين سخن به معناى دفاع مطلق از عملكرد انقلاب مبارك اسلامى ايران به‏عنوان نقطه عطف احياى تمدن اسلامى در جهان معاصر نيست و در جاى خود، كاستى و موانع آن را بر خواهيم شمرد؛ بلكه بدين معناست كه اين نوع تحليلها از ملاحظه ربط مفاهيم و موضوعات در يك جامعه دينى ناتوان‏اند. پاسخ‏گويى دقيق به سئوالات ذيل مى‏تواند تا اندازه‏اى ابهامات حاكم بر چنان تحليلهايى را در خصوص گستره شريعت و قلمرو دين مرتفع سازد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;    اصولاً رابطه اصول موضوعه‏هاى دينى با مدل اداره سازمان چيست؟ آيا اين مدل را مى‏توان از متن كلام وحى استخراج و آن را ابزار سازماندهى امور اجتماعى قلمداد كرد؟ آيا دين در خصوص توزيع مناصب فرهنگى و اقتصادى حرفى براى گفتن دارد؟ نقش عقل به‏عنوان حجّت باطنى در مدل اداره چيست؟ رابطه اين حجت با حجج ظاهره و انبياى الهى، كه واسط خالق و مخلوق‏اند، چيست؟ اصولاً حوزه حاكميت اين دو حجت كدام است؟ آيا چنين است كه آنها در طول يكديگرند و يكى تابع ديگرى است، يا آنكه اين دو در عرض هم‏اند و هر يك براى خود حاكميتى مستقل قائل است؟ اگر بپذيريم حوزه حاكميت آنها در طول يكديگر است، كدام‏يك تابع و كدام‏يك متبوع است؛ و اگر قائل شويم در عرض هم‏اند، آيا عقل شامل عقل غيرمتعبد نيز مى‏شود، كه در بهترين حالت، توسعه تعبد و هوى را برابر مى‏بيند؟ اصولاً اقتباس از مدل اداره اجتماعى ديگران تا چه اندازه از نظر وحى پذيرفتنى است؟ آيا رابطه دو مدل الهى و مادى رابطه تعامل است يا تقابل؟ اگر تقابل است، كدام‏يك حاكم و كدام‏يك محكوم است، و اگر هر دو برابرند، پس مشروعيت مدل اداره الهى چگونه تمام مى‏شود؟ اينها و دهها سئول مشابه، ذهن بسيارى از نخبگان را به خود معطوف داشته است و تا موقعى كه متناسب با كلام وحى به آنها جوابى شايسته داده نشود، بايد كماكان شاهد ارائه تحليلهايى از آن نوع كه گذشت باشيم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;عبدالعلی رضائی &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 04 Aug 2009 17:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عبور از عقلانیت سکولار</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;H1 dir=rtl&gt;&lt;A name=_Toc232398264&gt;&lt;/A&gt; &lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl align=center&gt;&lt;A name=_Toc232398265&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=1&gt;مصاح&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=1&gt;به با &lt;/FONT&gt;&lt;A name=_Toc232398266&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=1&gt;استاد ميرباقري &lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;H1 dir=rtl align=center&gt;&lt;A name=_Toc232398267&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#009900 size=1&gt;19/3/88&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/H1&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;طرح اقتصادی که هویت جهانی ملت ایران را نادیده &lt;FONT color=#ff0000&gt;بگیرند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;،&lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; تحقیر&lt;/FONT&gt; این ملت است. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 166px; HEIGHT: 178px&quot; height=178 alt=&quot;رئیس فرهنگستان علوم اسلامی&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.irdc.ir/storage/images/20090510120234t200-2dt1s6.jpg&quot; width=166 align=right border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#3366ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#3366ff size=1&gt;سؤال: با تشكر از حضرت عالي كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد؛ تا آنجايي كه ما اطلاع داريم حضرت عالي سالهاست كه در مسائل اجتماعي تفكر مي‌كنيد و با دوستان خود در اين مباحث دقت نظرهايي داشته‌ايد. مي دانيد كه انتخاب رياست جمهوري حداقل براي 4 سال وضعيت كشور را تعيين خواهد كرد، در مناظره هايي كه در تلويزيون برگزار شد يا در مصاحبه هايي كه انجام پذيرفت يا  سخنراني هايي كه كانديداهاي مختلف داشتند شما برنامه آتي آقايان را چگونه ديديد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري: بسم‌الله الرحمن الرحيم. با تشكر از وقتي كه در اختيار بنده قرار داديد. ابتدا يك نكته كلان را مي‌گويم؛ به نظر مي‌آيد كه ملت بزرگوار ايران بايد كسي را به عنوان رئيس دولت انتخاب كنند كه متناسب با ظرفيت اين ملت در دوره معاصر و ماموريت هاي بزرگ آن باشد. متاسفانه آن چه كه در تبليغات يافتم. اين بود كه بعضي ها ظرفيت چنين كاري را ندارند. مي خواهند با تبليغات ملت ايران را تنزل بدهند. اغوا ايجاد كنند كه ملت ايران اشتباه كنند و متوجه نشوند كه اينها نمي‌توانند كساني باشند كه رهبري نظام ارضاء و نياز اين ملت به دست گيرند. به جاي اينكه از برنامه خودشان بگويند ملت را تحقير مي كنند. ملتي كه پرچم دار يك انقلاب بزرگ جهاني است. و موازنه قدرت را به نفع اسلام تغيير داده است آن‌ها مردم را ملتي كه مطالبات خرد اقتصادي فرهنگي دارد تعريف كردند و مشكلاتش را مشكلات خرد اقتصاد فرهنگي ديدند؛ اين ظلم با اين ملت  است. گرچه اين مشكلات بايد حتما ديده شود و بايد حل گردد.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;اما اين افراد حقيقتاً ظرفيت هدايت چنين ملتي را ندارند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;FONT color=#0033ff size=1&gt;&lt;U&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;در ادامه مطلب بخوانید&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Jun 2009 09:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گفتگوی انتخاباتی با یک دوست در آنسوی مرز</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;احتراما ، میدانیم که برای بررسی یک موضوع برای آنکه دچار خطا نشویم می بایست خطوط کلی را دنبال نماییم والا موضوعات ریز و غیر اساسی می تواند ما را دچار خطایای قاسطین و مارقین نمایید استاد مطهری در کتاب جاذبه و دافعه میفرماید: در جنگ جمل شخصی به خدمت حضرت امیر آمد و گفت یا امیر آنطرف طللحه و زبیر سیف الاسلام و... و عایشه امالمومنین است و یک طرف شما و عمار من از کجا بدانم که کدام طرف حق است . ایشان فرمودند مشکل اینجاست که شما حق را به شخص می شناسید و نه به حقیقت. وصف حال امروز ما آنست که برخی ایرادات که درست هم است را تعمیم داده و نتیجه گیری می کنیم .آیا محمد بن ابوبکر حاکم مصر با آن همه ایمان بالا در امر حکومتداری خطا نداشت.آیا فرمان مالک اشتر را حضرت همینگونه ارسال کرد یا بدلیل خطایایی که در حکومت وجود داشت ارسال کرد .آیا نامه به فرماندار کوفه منجر به عزل وی  شد یا نشانه ای بر نظارت حاکم اسلامی بود. براین اساس آیا حکومت حضرت امیر در قیاسی مع الفارق با وضعیت موجود بدلیل وجود برخی خطایا منکوب بود. آیا در دولت آقای میرحسین موسوی آنگاه که ایشان قصد معرفی نکردن آقای ولایتی راعلیرغم نظر جدی رییس جمهور وقت برای تصدی مجدد وزارت خارجه داشتند و در نهایت با دخالت حضرت امام و تاکید ایشان بر حضور ایشان در کابینه اینکار انجام شد می بایست انگ خود رای بودن بر ایشان زد.پیام امام پس از استعفای ایشان یادتان است که اگر نبود آن سوابق انقلابی ، شما را به عنوان خائن به ملت معرفی می کردم آیامصداق مناسبی از عدم درک ولی زمان است.آیا علما و مراجع در زمان ایشان به دلیل دیدگاههای فقهی مخالف مورد هجمه قرار نگرفتند. آنچه و ضح است اینست که هر دولتی خطایایی دارد اما خطوط کلی را نباید فراموش کرد.  آنجا که آن پیر فرزانه می فرمایدکه هرگاه دیدید آمریکا و دشمنان از شما تعریف میکنند بدانید که در مسیر خطا  قرار دارید. حال شما بگویید آمریکا چه کسی را در مسیر منافع خود می بیند و تایید می کند؟ مستضعفان عالم چشم به چه کسی دوخته اند ؟ حضور کدام رییس جمهورسید حسن و حماس را خوشحال می کند؟ تهدید ایران در کدام دوره بیشتر بود، انگاه که قصد حمله واضح بود یا اینک که غرب معتقد است سیاست مقابله را به سیاست گفتگو باید تغییر داد؟عقب نشینی ما در دوران پیش حقوق ملت را ضایع و جلوی پیشرفت را گرفت یا الان؟ درآمدهای ما به دلیل چه امری افزایش یافت؟ سهم تاثیر سیاستهای ایجاد جبهه متحد انقلابی در جهان و خصوصا کشورهای آمریکای جنوبی و شکست امریکا در افغانستان و عراق و لبنان و فلسطین چه میزان بود؟ تعطیل مراکز اتمی و پیگیری تعطیل تحقیقات پزشکی در رویان در کدام دوره بود. صدور قطعنامه های تند و الزام آور از کجا شروع شد و امروز در چه وضعیتی است؟ آیا اروز همچون قبل روسیه و چین هم از سیاستهای آمریکا به دلیل سیگنالهای ارسالی دوستان خائن در آن دوره حمایت می کنند . امروز شاخصها در وضعیت بهتری است یا در گذشته؟ امروز درآمد بیش از بیست و چند میلیارد دلاری غیر نفتی ما بالا است یا درآمد حدود دو میلیاردی در پایان دولت پیش. امروز مردم در دورترین نقاط خود را ایرانی می دانند یا بر اساس روایات آمار خود دولتهای پیشین. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;برادر عزیزم من هیچگاه در مورد تبعیت از رهبری شما شک نداشته و ندارم . صحبت نیز بر سر اصلح است نه صالح. همه عزیزان نزد ما محترم هستند ، اما آنچه نیست فرصت آزمون و خطای جدید است . چهار سال برنامه ای پیش رفته هزینه هایی شده و راه نیمه کاره را نباید تمام کرد؟ امام راحل می فرمود از مثلث شوم زر و زور و تزویر بر حذر باشید؟ امروز هزینه های تبلیغات گسترده در داخل و خارج کشور را چه کسی سامان می دهد. فائزه هاشمی پول دویست هزار مانتو سبز(پنج میلیارد تومان) را برای چه امری نذر کرده مخالفت رهبری نظام در خصوص تحلیل برخی کاندیداها در خصوص خوار شدن ایران در سیاست خارجی را دیدید.آیا دعوت ایران به جی هشت و یا شورای همکاری خلیج فارس و حضور دهها نفر از سران کشورهای مختلف در ایران فراموش شده که چنین تحلیل می شود ؟نقد منصفانه موجب ارتقا کشور است اما آیا دولت را اینان نقد می کنند یا منکوب .البته من در خصوص خطایای دولت در برخی زمینه ها با شما هم عقیده ام اما آیا خطوط کلی این موارد است یا مواردی که ذکر شد خط اصلی را فراموش نکنیم و در فردای قیامت پاسخگوی مستضعفان دلبسته به این نظام و کشور باشیم. انشاالله&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt; والعاقبه للمتقین   &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;BR&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Jun 2009 21:15:36 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استمرار انقلاب به دو روايت!</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-40.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#996600&gt;سخنراني حجت الاسلام و المسلمین سید محمد میرباقری در نحلیل مبانی تحولات رخ داده در انتخابات  دهم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;استمرار انقلاب به دو روایت!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_Toc235622900&gt;اشاره:&lt;/A&gt; کسانی که واقعه 3 تیر 84 را رصد می نمودند، به یاد دارند که خلاء تتوریک تحلیل واقعه در هر دو جریان به خوبی حس می­شد. حتی تصور می شد که صف بندی های سیاسی کشور در هم شکسته است و باید صف بندی جدیدی ارائه کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در طرف مقلوب روزنامه شرق به سرپرستی محمد قوچانی سعی كرد تا صف بندی جدید فضای سیاسی کشور را طراحی كند که البته موفق هم نشد. در طرف پیروز نیز تلاش هایی صورت گرفت که یکی از شاخص ترین آنها نظریه ای بود که سید محمد مهدی میرباقری استاد برجسته حوزه علميه قم بود كه آن را در قالب يك سخنراني در موسسه عالی امام خمینی قم ارائه کرد. این نظریه مورد اقبال قرار گرفت. کسانی که با ویژه نامه­های گرامیداشت سوم تیر آشنا هستند، حتما بارها این سخنرانی را ديده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از مناظره دکتر محمود احمدی نژاد و مهندس میرحسین موسوی که طبق برآوردي 200 ميليون نفر در كل جهان آن را تماشا كردند، بحراني به وجود آمد که باز هم نیاز به شناخت دقیق صفوف پیدا کرد. این بحران گرچه جدید نبود اما صف­آرایی سنگین 90 دقيقه اي این دوکاندیدا در 13 خرداد، بحران تحليل را به مرحلۀ تازه­ای وارد کرد. گرچه اين نزاع به ظاهر پيرامون برنامه­ریزی اجرایی كشور ایجاد شده است، اما مناظره 13 خرداد لایه های بنیادین آن را بیرون ریخت. در این مناظره آنچه یکی نقطه قوت خود می­دانست، توسط دیگری نقطه ضعف جدی قلمداد می­شود و به نظر میرسيد که هيچگونه ديالوگ قانع كننده­اي بين اين دو امكان پذير نيست. در هر حال ادبیات برنامه کشور دو پاره شده است و برای کسانی که اهل مطالعه علمی تحولات اجتماعی هستند، پر واضح است که درگیری دو گروه كه هر دو در كار خود قوی هستند، حتما ریشه در بنیانهای فکری و تئوریک دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سعي حجه الاسلام و المسلمين سید محمد مهدی میرباقری سخناني ایراد کردند در این سخنرانی بیشتر بر آن است با زبانی ساده، پایه­های یک تئوری منسجم برای تحلیل صف­بندی­های جدید نیروهای انقلاب را ارائه دهد. صف­بندی که در طی چند ماه گذشته تمام آرایش سیاسی کشور را به صحنه آورده است و ماراتون 90 دقیقه ای این دو کاندیدا در مقابل 200 میلیون بیننده آن را کاملا در ذهن مردم جا انداخته است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 07 Jun 2009 21:08:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=40</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-40.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مدل جامع بررسی ابعاد دولت اسلامی</title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-39.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 330px; HEIGHT: 202px&quot; height=140 alt=&quot;مدل جامع بررسی ابعاد دولت اسلامی&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.generalia-software.com/thundersite/shop/fiches/internet-model9-preview.jpg&quot; width=172 align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#993399&gt;مدل جامع بررسی ابعاد دولت اسلامی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مقدمه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موضوع مورد بررسی تحلیل مدل جامعی است که در بررسی ابعاد و گستره دولت اسلامی پیشنهاد می­شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بحث دولت اسلامی و بررسی ابعاد و گستره آن وابسته به سطح انتظار و تعریف از دولت اسلامی است. مقام معظم رهبری فرآیند تحقق دولت اسلامی را گذر از مرحله انقلاب اسلامی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt; بسوی تأسیس نظام اسلامی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; و رسیدن به دولت اسلامی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref3&gt;[3]&lt;/A&gt; و گذر از دولت اسلامی بسوی ایجاد کشور اسلامی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref4&gt;[4]&lt;/A&gt; و نهایتاً تحقق دنیای اسلامی&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref5&gt;[5]&lt;/A&gt; می­دانند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و منظور از دولت اسلامی را اینگونه بیان می­دارند؛ دولت نه معنای هیأت وزیران بلکه مجموعه کارگزاران حکومت، تشکیل دولت اسلامی به معنای حقیقی، تشکیل منش و روش دولتمردان به گونه اسلامی است.&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref6&gt;[6]&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انتظار ما از دولت اسلامی، سرپرستی همه جانبه تکامل اجتماعی به عنوان آخرین پیام الهی می­تواند باشد. بنابراین وظیفه دولت تنظیم یک نظام متوازن همه جانبه اجتماعی است که بتواند همه شئون و ابعاد جامعه اسلامی را به یک وحدت و هماهنگی برساند، جامعه بعنوان یک کل دارای سه زیرساخت اساسی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1 ـ ابعاد مبنایی دولت اسلامی که پایگاه تکامل، وحدت و هماهنگی اجتماعی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محور اول از ابعاد مبنایی گرایش اجتماعی است که برآیند نظام ارزشی، دستوری و حقوقی است یعنی دولت اسلامی به عنوان یک مجموعه و کل دارای یک نظام ارزشی است که شایسته­ها و ناشایسته­های اجتماعی در آن تفسیر می­شود که بعد از مرحله نظام ارزشی، نظام دستوری قرار دارد که به عبارتی همان بایدها و نبایدهای اجتماعی است. این باید و نبایدها متناسب با نظام ارزشی جامعه ساخته می­شوند ما از اینها به نظام قوانین یا نظام دستوری تعبیر می­کنیم و در مرحله سوم نظام حقوقی یا به عبارتی قواعد پاداش و مجازات اجتماعی معین می­شود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محور دوم ازابعاد مبنایی دولت اسلامی، بینش اجتماعی است که برآیند فلسفه­های چرایی، چیستی و چگونگی در موضع استدلال، برهان و دفاع نظری می­باشد. دولت اسلامی برای بقاء استمرار و توسعه خود نیاز به نظام فکری هماهنگ دارد تا بتواند از این طریق تکامل فکری جامعه را سرپرستی نماید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محور سوم از ابعاد مبنایی دولت اسلامی، دانش اجتماعی یا علوم کاربردی است که قدرت عملکرد اجتماعی را تفسیر می­کند و کارآمدی جامعه را معین می­نماید، که این هم حاصل بکارگیری فنون کاربردی است. در این محور انسان، جامعه و زیست در زمینه­های مقدورات انسانی، ابزاری و طبیعی قرار دارد که باید به هماهنگی برسند. و حاصل هماهنگ شدن مقدورات انسانی، دستیابی به علوم انسانی کارآمد برای پی ریزی توسعه انسانی است و حاصل مقدورات ابزاری دستیابی به ابزاری برای هماهنگ سازی نرم افزارها و سخت افزارهای تکنیکی است و حاصل مقدورات طبیعی امکان بهره وری بهتر از منابع طبیعی را فراهم می­کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2 ـ ابعاد موضوعی دولت اسلامی که موضوع تکامل و پایگاه تنظیمات اجتماعی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولین محور از ابعاد موضوعی، دولت اسلامی صیانت اجتماعی می­باشد که از برآیند سه متغیر انتظارات اجتماعی، ارتباطات اجتماعی و اقتدارهای اجتماعی بدست می­آید که مبدأ پیدایش تکامل جهت گیری اجتماعی می­گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دومین محور از ابعاد موضوعی دولت اسلامی عدالت اجتماعی است که از برآیند سه متغیر نظام تصمیم گیری، نظام تخصیص و نظام اجراء بدست می­آید که مبدأ پیدایش توازن در سطوح مدیریت، مشارکت و مباشرت اجتماعی می­گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سومین محور از ابعاد موضوعی دولت اسلامی اعتماد اجتماعی است که از برآیند سه متغیر انگیزش، پرورش و گزینش بدست می­آید که مبدأ پیدایش نظام مشارکت و کارآمدی اجتماعی و تکامل قسط اجتماعی می­گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3 ـ ابعاد مقیاس تأثیر دولت اسلامی که بنیان تکامل کارآمدی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محور اول شامل سهم تاثیر دولت اسلامی در مقیاس جهانی است که از برآیند رابطه بین قدرت، اطلاعات و ثروت بدست خواهد آمد و مبدأ پیدایش تعاریف، احکام و معادلات جدید می­گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محور دوم شامل سهم تأثیر دولت اسلامی در مقیاس بین المللی است که از برآیند رابطه بین منابع اجتماعی، منابع تکنیکی، منابع طبیعی بدست خواهد آمد که مبدأ پیدایش، مسابقه مذاکره و معاهده در صحنه حضور بین المللی می­گردد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محور سوم شامل سهم تاثیر دولت اسلامی در مقیاس ملی است که از برآیند رابطه بین قدرت ترکیب، تأمین و تخصیص محصولات بدست خواهد آمد که مبدأ پیدایش توانمندی و بهره وری سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اجتماعی می­باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نکته:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اشاره به یک نکته اساسی ضروری است و آن هم این است که متأسفانه ما در همه حوزه­ها تحت تهاجم گسترده سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستیم که بعد از رنسانس در غرب شکل گرفته است بخصوص با از بین رفتن مرزهای ارتباطی در دهه­های اخیر این تهاجم سنگین تر شده و در واقع قراردادهای بین المللی دارد جای قوانین داخلی کشورها و دولتها را می­گیرد و ره آورد این فرهنگ مهاجم عصیان علیه مذهب است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بنابراین یکی از متغیرهای اساسی شناخت و باز تعریف معادلات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دولت اسلامی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لذا با تغییر و تحول در الگوها و مدل­های موجود و بومی سازی مدل­ها می­توانیم در جهت تغییر و تکامل مفاهیم، ساختارها و محصولات به نفع آرمان­های والای اسلامی گام برداریم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۸۸/۳/۹  عبدالعلی رضائی&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P align=right&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;DIV id=ftn1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;&lt;FONT size=1&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  ـ بیانات مقام رهبری، 12/9/80.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn2&gt;&lt;FONT size=1&gt;[2]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  ـ همان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn3&gt;&lt;FONT size=1&gt;[3]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  ـ همان، 21/9/80.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn4&gt;&lt;FONT size=1&gt;[4]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  ـ همان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn5&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn5&gt;&lt;FONT size=1&gt;[5]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  ـ همان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn6&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn6&gt;&lt;FONT size=1&gt;[6]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;  ـ همان.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 13:39:54 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=39</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-39.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جايگاه علوم انساني در تمدن سازي ديني  </title>
<link>http://farhangenoor.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/P&gt;&lt;STRONG&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;مقاله &lt;FONT color=#999900&gt;&quot;جايگاه علوم انساني در تمدن سازي ديني&quot;&lt;/FONT&gt; در مجله &lt;FONT color=#999900&gt;&quot;برداشت اول&quot;&lt;/FONT&gt; متعلق به مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری در شماره ۶و۷  آذر و دی ۸۷ به چاپ رسید. 
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;متن این مقاله را در اینجا مشاهده نمائید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;B&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 299px; HEIGHT: 453px&quot; height=492 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.khabarfarsi.com/newsImages/logoImages/2009/2009-02/2009-02-03/172059=425340_orig.jpg&quot; width=325 align=baseline border=0&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;مقدمه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;در تمدن سازي اسلامي، علوم انساني نقش اساسي و ويژه اي را دارد، زيرا انسان به عنوان كانون آفرينش و به عنوان موجودي داراي اختيار ومتصرف در كائنات نقش غير قابل انكار و تعيين كننده اي را در معارف ديني به خود اختصاص داده است. پرداختن به جايگاه علوم انساني از اين منظر مي تواند گره گشاي مسائل پيش رو در تمدن سازي ديني باشد. ياكوب برونوفسكي(Jacob Bronowski) دركتاب خود، عروج انسان (The As-centofman) به آن پرداخته است. اين كتاب و فلسفه نهفته در آن، مالامال است از خوش بيني و عقيده به اين امر كه سرنوشت بشريت در كشف دانش و كسب معارف خلاصه مي گردد. اگر چه برونوفسكي، تكيه اصلي را بر روي علوم طبيعي مي گذارد، اما دلائل فراواني نيز عرضه مي كند كه هنر و علوم انساني را به عنوان جزئي از تلاش وقفه ناپذير انسان براي درك واحد فهم همگون طبيعت و نيز جايگاه انسانها در آن قلمداد مي كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;براي تشريح عروج انسان يا بهتر بگوئيم عروج انسانيت لازم است هنر و علم را به هم درآميزيم و با يكديگر پيوند دهيم. زيرا ارتقاي بشريت داستاني مستمر است. مي توان آنرا داستان آفرينش دانست.&lt;/FONT&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;[1]&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;قرائن بسياري و جود دارد كه علوم انساني به عنوان بعنوان ستون فقرات تمدن ها بوده و موجب پيدايش علوم مختلف گرديده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;نقش حوزه مفاهيم اعم از مفاهيم نقلي، عقلي و تجربي در ايجاد تمدن و توسعه بر كسي پوشيده نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;آنچه كه امروز نياز ما را به علوم انساني دو چندان مي كند نياز به مفاهيم اجتماعي و نه فردي از انسان در حوزه نظامات سياسي، فرهنگي و اقتصادي است. اين نياز جديد جامعه اسلامي در علوم انساني برخواسته از تفكر سكولار غرب قابل تامين نيست و هرآنچه كه به عنوان ميراث گذشته در اختيار داريم كفايت لازم براي مهندسي تمدن اسلامي را ندارد. لذا محتاج يك نهضت علمي و به عبارت روشنتر رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;به افق هاي جديد و توليد علوم از جمله علوم انساني را داريم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;بنابراين در حوزه مفاهيم علوم انساني در سه بخش مفاهيم ارزشي، فلسفي و كاربردي نيازمند تعريف صحيح از انسان شناسي، جامعه شناسي، روانشناسي، مديريت، سياست، فرهنگ، اقتصاد، هنر و... مبتني بر آموزه هاي ناب ديني هستيم كه مجموعه اين تعاريف توانمندي در ارايه توصيف قواعد نسبيت عمومي پديده ها در سطوح پائين دستي نظام خلقت را داشته باشد تا بر اين پايه علوم انساني مورد نياز جامعه اسلامي امكان توليد بيابد. اين نمايه گويا از يك سازوكار پيچيده ار جامعه پردازي الهي است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;    اگر چنين نباشد و حوزه علوم انساني در اين منظومه كماكان از فقر اساسى رنج ببرد و نتواند تعاريف خود را در حوزه ارزش و اخلاق سامان دهد و آن را با حوزه بينش و فلسفه، به امر پرستش خداوند متعال پيوند زند، قطعاً توفيقى در حوزه كاربرد نيز نخواهد داشت. جريان دادن اصول موضوعه و پيشفرضهاى مبتنى بر توحيد، در متدهاى علمى كه تصويرى تمام‏نما از لاحَولَ و لا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّهِ الْعَلىِ الْعَظيم در فلسفه حركت و منطق اسلامى است، مى‏تواند فضايى نورانى و وسيع را فراروى دانشمندان حوزه علوم انساني و تجربى قرار دهد و انگيزه آنها را در توليد تعاريف كاربردى جديد بر پايه توحيد ساماندهى كند. بنابراين جريان يافتن اصول موضوعه پرستش و توحيد (در حوزه علوم انساني) به مفاهيم عقلى، استنتاجى و فلسفى (در حوزه بينش) مى‏تواند فلسفه فيزيك، شيمى و زيست الهى را به‏عنوان فلسفه‏هاى خاص به حوزه كاربرد و دانش ارزانى دارد تا دانشمندان اسلامى با ابزارى جديد و نگرشى تازه به هستى و روابط حاكم بر آن، به توليد معادله بپردازند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;    تبديل «كيفِ پرستش» به «كمِّ پرستش»، يك ضرورت اساسى در دكترين جامعه‏پردازى اسلامى است. زمانى كه از خمس به‏عنوان اخراج يك‏پنجم از درآمد با نيت قربت، و يا از طواف به‏عنوان گردش هفت شوط گرد خانه خدا با نيت قربت، و يا از نماز به‏عنوان اقامه دو يا سه يا 4 ركعت با نيت قربت سخن به ميان مى‏آيد، به‏خوبى معناى تبديل كيف به كمّ پرستش در حوزه فقه فردى درك مى‏شود. حال بايد همين ضرورت به‏عنوان يك راهبرد، بر تمامى حوزه‏هاى سه‏گانه مفاهيم الهى سايه‏افكن شود تا نهايتاً يك مجموعه منسجم و يكدست در حوزه ارزش، بينش و دانش با جهت‏گيرى قرب و تعبد حاصل آيد؛ امرى كه تا كنون جوامع اسلامى از آن محروم بوده‏اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#666666&gt; برای مشاهده کامل مقاله فوق بر روی &lt;FONT color=#000099&gt;&quot;ادامه مطلب&quot;&lt;/FONT&gt; کلیک کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 08 Apr 2009 21:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farhangenoor&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>farhangenoor</dc:creator>
<guid>http://farhangenoor.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
